شنبه، 5 فروردین 1396
Menu

استان : زنجان

  • معرفی استان
  • معرفی جاذبه های تاریخی-فرهنگی
  • معرفی جاذبه های طبیعی
  • آداب و رسوم
  • مشاهیر
  • صنایع دستی
  • سوغات
  • خدمات گردشگری

معرفی استان :


استان زنجان با مساحتي بالغ بر 22164 كيلومتر مربع بين 47 درجه و 10 دقيقه تا 90 درجه و 26 دقيقه طول شرقي و 35 درجه و 33 دقيقه تا 37 درجه و 15 دقيقه عرض شمالي از نصف‌النهار گرينويچ، در ناحيه شمال غرب كشور قرار دارد و از طرف شمال به استان اردبيل، از شمال شرق به استان گيلان، از شرق به استان قزوين، از جنوب به استان همدان، از غرب به استان كردستان و آذربايجان غربي و از شمال غرب به استان آذربايجان شرقي محدود است. براساس آخرين تقسيمات كشوري، استان زنجان داراي هفت شهرستان، پانزده بخش، چهارده شهر، چهل و شش دهستان و 1208 آبادي است. از اين تعداد 976 آبادي داراي سكنه و 232 آبادي آن خالي از سكنه است.








زنجان

اين شهرستان مساحت آن بالغ بر 5396 كيلومتر مربع است. شهرستان زنجان از شمال به استان‌هاي آذربايجان شرقي و اردبيل، از شرق به شهرستان‌هاي طارم و ابهر، از جنوب به شهرستان‌هاي ايجرود و خدابنده و از غرب به شهرستان ماه‌نشان محدود است. طبق نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375ش، جمعيت شهرستان زنجان برابر 386057 نفر است و جمعيت آن 8/42 درصد از كل جمعيت استان را تشكيل مي‌دهد. اين شهرستان داراي دو بخش «مركزي» و «زنجان‌ رود»، يك شهر «زنجان» و ده دهستان است.

مراكز ديدني

مسجد جامع (سيد) زنجان، مسجد جميله خانم، مسجد ميرزايي، مسجد چهل‌ستون، مسجد ملا (وليعصر)، مسجد آقا مير فتح‌الله، بازار تاريخي زنجان، سفره‌خانه سنتي حاج‌ داداش (گرمابه قديمي)، موزه رختشوي‌خانه، بناي ذوالفقاري، بناي توفيقي (موزه آثار شهدا)، بناي دارايي، سراي دخان، كاروانسراي سنگي (سفره‌خانه سنتي)، كاروانسراي نيك‌پي، كاروانسراي سرچم، غارگلجيك.

ابهر

اين شهرستان به مركزيت شهر ابهر در شرق استان قرار دارد و مساحت آن بالغ بر 2993 كيلومتر مربع است. بر اساس سرشماري سال 1375 ش، جمعيت اين شهرستان برابر 148624 است. شهرستان ابهر داراي دو بخش «مركزي» و «ابهر»، چهار شهر «ابهر»، «هيدج»، «صايين قلعه» و «سلطانيه» و هشت دهستان است. اين شهرستان در دوران حكومت ايلخانيان و انتخاب سلطانيه به عنوان پايتخت، به لحاظ برخورداري از شبكه‌هاي ارتباطي اهميت بسيار پيدا كرد.

مراكز ديدني

گنبد تاريخي سلطانيه، آرامگاه مولانا حسن كاشي، مقبره شيخ براق‌ بابا (چلبي اوغلي)، يادمان معماري صخره‌اي داش كسن (وير)، بقعه پير احمد زهر نوش ابهر، مسجد جامع قروه، امامزاده اسماعيل شناط، بقعه شاهزاده زيدالكبير، بقعه امامزاده يحيي صايين قلعه، مدرسه علميه هيدج.
بر اساس متون تاريخي و داده‌هاي باستان‌شناسي، موجوديت شهر زنجان به روزگار ساسانيان باز مي‌گردد. آنچه مسلم است از اين واژه در متون دوران مياني و كهن ذكري به ميان نيامده است و بايد شكل اصلي اين كلمه يا قالب تغيير يافته آن را در متون دوران متأخر (دوره اسلامي) جستجو كرد. به اعتقاد حمدالهي مستوفي قزويني ـ مورخ سده هشتم هـ .ق ـ اين شهر را «اردشير بابكان» موسس سلسله ساساني ساخت و آن را «شهين» به معناي منسوب به شاه ناميد. همچنین در كتاب‌هاي انجمن «آرا» و «آنند راج» آورده شده است:” كه زنجان شهري بود بزرگ در ميان ري و آذربايجان و وجه تسميه آن مخفف «زندگان» يعني اهل كتاب زند است.“ به نظر مي‌آيد اين واژه يعني «زنديگان» بر اثر تغيير و تحول زباني در طول زمان به واژه زنگان تغيير يافته و در دوره اسلامي به واژه زنجان تبديل شد.

معرفی جاذبه های تاریخی-فرهنگی :


كاروانسراي نيك پي

اين كاروانسرا در روستاي «نيك پي» در بخش «زنجان‌رود» از توابع شهرستان زنجان قرار دارد. بخش عمده اين كاروانسرا تخريب و تنها قسمتي از آن باقي مانده و نمايانگر عظمت آن در دوران برپايي است. كاروانسراي نيك پي با توجه به سبك معماري و تزيينات به كار رفته در آن، يك بناي عام‌المنفعه به جاي مانده از دوران صفوي است و در زمان شاه عباس دوم در مسير يكي از راه‌هاي عمده بازرگاني فلات ايران ساخته شد. وجود كاروانسراي سنگي در فاصله سي كيلومتري آن، گوياي رونق تجاري اين منطقه در آن عصر است.اين كاروانسرا از جمله كاروانسراهاي چهار ايواني دوران صفويه است و داراي نقشه چهار گوش، صحن و ميان‌سراي هشت ضلعي غير منظم بود و دور تا دور آن را حجره‌هاي چهارگانه فرا مي‌گرفت. طاق و قوس‌ها در اين اثر تاريخي به صورت ضربي اعمال شده و عنصر قرينه‌سازي در آن به زيباترين شكل ـ مطابق الگوي رايج در معماري سنتي فلات ايران ـ اجرا شده است. از تزيينات بنا مي‌توان به وجود طاقچه‌هايي با قوس هلالي، طاق‌نماهايي با قوس جناغي و قاب‌بندي‌هايي با آجرچيني ساده و به صورت يك‌نواخت در سطوح داخلي بنا اشاره كرد. در حال حاضر اين بنا در تملك اداره اوقاف استان زنجان است.

كاروانسراي سرچم

اين كاروانسرا در كنار رودخانه زنجان‌رود، يكي از شاخه‌هاي رودخانه قزل اوزن قرار دارد و از ديرباز از جمله منزلگاه‌هاي اصلي جاده سلطانيه ـ تبريز بوده است. به گفته حمدالله مستوفي قزويني از اين كاروانسرا راهي از سمت «يسار» به سوي «مراغه» مي‌رفت و راهي از سمت «يمين» به «ميانه» مي‌پيوست. دو كاروانسرايي كه در اين جاده وجود دارد، يكي توسط «خواجه غياث‌الدين محمد» ـ وزير «ابو سعيد بهادرخان» هفتمين و آخرين حكمران ايلخاني ـ و ديگري توسط برادرش «خواجه جلاالدين» ساخته شده است. آثار و بقاياي برجاي مانده مؤيد اين امر است كه اين بنا به سلسله بناهايي مرتبط بود. احتمالاً اين اثر در پايان به اين مجموعه ساختماني افزوده شده باشد. هم‌چنين اين آثار نشان مي‌دهد كاروانسراي چهار ايواني سرچم در آغاز داراي برج‌هاي مدوري در چهار جهت خود بود و حجره‌هايي در گرداگرد ميان‌سراي مربع شكل آن گسترده بود. بر روي پيش طاق اين كاروانسرا، كتيبه‌اي به خط ثلث ديده مي‌شود. در اين كتيبه كه يكي از زيباترين نمونه‌هاي بر جاي مانده در هنر معماري ايران است، نام بانيان اين كاروانسرا يعني فرمانروا و وزير او و هم‌چنين تاريخ اتمام سازه‌هايي معماري آن آمده است. بر اساس متن اين كتيبه، اين كاروانسرا در زمان «ابو سعيد ايلخان» و وزير او «غياث‌الحق والدين محمد» به تاريخ 733 هـ .ق ساخته شده است.

كاروانسراي قديمي قره بلاغ

اين كاروانسرا كاملاً ويران شده و هم اكنون به صورت يك تپه تاريخي در آمده است.

کاروانسرای سنگی

کاروانسرای سنگی که از نوع کاروانسراهای برون شهری بوده، در قرن یازدهم هجری قمری، به دستور شاه عباس صفوی خارج از بافت قدیم شهر زنجان ساخته شده است. این بنا به دلیل تغییر کاربری هم اکنون به عنوان سفره خانه سنتی مورد استفاده قرار می گیرد . پلان این كاروانسرا به سبک چهار ايوانی است، حجره های آن در يک طبقه قرار گرفته‌اند و سقف‌ ها از نوع قوسی هستند. استفاده از سنگ به عنوان مصالح اصلی در ساخت كاروانسرا باعث شده است كه اين بنا با عنوان کاروانسرای سنگی و در زبان محاوره ای داش کاروانسرا معروف شود. اين بنا از لحاظ اين كه تنها بنای باقی مانده از کاروانسراهای زنجان است داراي اهميت فراوانی است.

سرای دخان

سرای دخان در محله مسگرهای بالا، به موازات بازار زنجان قرار گرفته و از نوع کاروانسراهای درون شهری است. اين كاروانسرا که در اواخر دوره قاجاریه ساخته شده است، در دوره پهلوی با گرفتن امتیاز از دولت وقت به مرکز تولید و توزیع توتون و تنباکو در ناحیه باختر ایران تبدیل شد.

پل حاج سيد محمد

اين پل در جنوب شرقي زنجان بر روي رودخانة زنجان رود و در مسير زنجان به همدان قرار گرفته و در حدود سال 1300ه.ق توسط حاج سيد محمد موسوي از روحانيون عصر مشروطيت و با هزينه حاج يوسف ارباب كه از تجار و متمولين زنجان در دورة ناصرالدين شاه بوده ساخته شده است. درازاي پل حدود 104 متر و عرض آن 5/6 متر است. پل داراي سه چشمه يا دهانة بزرگ و دو دهانة كوچك بر روي پايه هاي سنگي با طاق‌هاي جناغي است. پايه‌هاي پل تا ارتفاع دو متر با سنگ‌هاي سفيد به ابعاد 55*10 سانتي‌متر و ملات ساروج ساخته شده و در داخل و هسته پايه‌ها از سنگ‌هاي درشت رودخانه استفاده شده است. پايه‌هاي پل در جهت بالا دست چند ضلعي و در پايين دست نيم دايره است. دهانة مياني پل كه بزرگ‌تر از ديگر دهانه‌ها است، 20/9 متر عرض و از سطح آب حدود 50/8 متر ارتفاع دارد. دهانه‌هاي جانبي پل نيز 80/4 متر ارتفاع از سطح آب و 90/4 متر پهنا دارند. در ميانة دهانه‌هاي اصلي پل و بر روي پايه‌ها، دو دهانة كوچك‌تر با طاق جناغي و عرض 30/2 متر ساخته شده است. به جهت ارتفاع زياد دهانة مياني، اين دهانه از وسط به طرفين شيب ملايمي دارد و با سنگ‌هاي رودخانه‌اي مفروش شده است. تمام طاق‌ها و بدنة اصلي پل با آجرهايي به ابعاد 5*25*25 سانتي‌متر ساخته شده است. دهانه‌هاي عريض طاق‌ها با قوس ضربي همراه با چشمه طاق‌هايي به همين شيوه، جلوه خاصي به پل بخشيده است. بستر رودخانه در محل برپايي پل، سنگ فرش بوده است و بعداً توسط سازمان ميراث فرهنگي با سنگ‌هاي رودخانه‌اي بازسازي شده است. سطح گذرگاه پل، جان پناه‌هايي در طرفين دارد. از ديگر پل‌هاي استان مي‌توان به پل‌‌هاي «قجور» بر روي رودخانه قزل اوزن، پل «ابهر» بر روي رودخانه ابهررود، پل «پير قشلاق» بر روي رودخانه قزل اوزن و پل «قروه» بر روي رودخانه ابهررود اشاره كرد. گفتني است كه قسمت‌هاي عمدة اين پل‌ها تخريب شده و تنها پايه يا پايه‌هايي از آن‌ها باقي مانده است. گفته مي‌شود اين پل توسط «سيد محمد موسوي» از روحانيون عصر مشروطيت و با هزينه «حاج يوسف ارباب» ـ از تجار به نام زنجان ـ ساخته شد. اين پل متعلق به اواخر دوره قاجار و از يادمان‌هاي معماري آن دوران است.

پل سردار

پل سردار در جنوب باختری حومه شهر زنجان، در میان باغ ها و روی رودخانه زنجان رود بسته شده است و جاده زنجان بیجار از حاشیه آن می گذرد. این پل از بناهای ساخته شده در دوره قاجاریه است و در گذشته به دلیل هم‌جواری با دروازه شهر به پل قلتوق نیز معروف بوده است. پل سردار در اواخر دوره قاجاریه (سال 1333 هجری قمری) توسط سردار اسعدالدوله ذوالفقاری (سرکرده برخی از افواج ناحیه خمسه) ساخته شد. سبک معماری اين پل از شیوه معماری پل ها در دوره قاجارپیروی می کند. به تازگی استانداری زنجان نسبت به ساخت تأسیسات مجتمع فرهنگی- تفریحی حاشیه زنجان رود در این منطقه اقدام كرده است.

پل مير بهاءالدين

پل مير بهاءالدين بزرگ ترین و قدیمی ترین پل موجود در حومه جنوبی شهر زنجان است که در دوره قاجاريه، بر روی رودخانه زنجان رود ساخته شده است. این پل که در فضای طبیعی بسیار زیبایی قرار گرفته است، در میان کشتزارهای اطراف جلوه زیبایی دارد و مورد استفاده اهالی قرار می گیرد. معماری این پل به پیروی از تکنیک های دوره قاجار مطابق با الگوی پل سازی آن دوره با ترکیب طاق ها و پایه ساخته شده است. این پل كه به پل کهنه و پل اژدهاتو نیز معروف بوده است در زمان ناصرالدین شاه قاجار (سال 1312 هجری قمری) توسط میربهاءالدین زنجانی ساخته شده است.

قلعه بهستان

در يك كيلومتري جنوب شرق روستاي «بهستان» در بخش ماه‌نشان، بقاياي دو تودة معماري صخره‌اي بزرگ به فاصله صد متر از يكديگر ديده مي‌شود. توده بخش غربي با فضاهاي كنده به قلعه بهستان معروف است. در مجاور قلعه بهستان، روستايي كهن و متروك به همين نام قرار دارد و اكنون به «قيزلار قلعه» معروف است. در بخش شمال و شمال شرقي مشرف به رودخانه قزل اوزن، پلكان‌هايي سنگي به صورت راهروها و دالان‌هاي باريكي در بدنه صخره‌اي تراشيده شده است كه در مواقع خطر مورد استفاده قرار مي‌گرفت. قلعه بهستان يكي از زيباترين و جالب‌ترين آثار معماري صخره‌اي را به وجود آورده و فضاهاي ايجاد شده در اين پديده ماسه سنگي شامل اتاق‌ها، پلكان‌ها، راهرو‌ها و طاق‌نماها است. هم‌چنين براساس سفال‌هاي به دست آمده از سده‌هاي پنجم و ششم هـ .ق در اطراف قلعه، مي‌توان به طور تقريبي زمان ساخت و ساز قلعه را به سده‌هاي مياني دوره اسلامي دانست.

قلعه مهر (ارزه خوران)

اين قلعه صخره‌اي درحدود پانصد متري شمال شرق روستاي «ارزه خوران»، در كرانه جنوبي رودخانه قلعه چاي ماهنشان قرار دارد. با توجه به آثار بر جاي مانده، دو نوع معماري صخره‌اي و ساخت و ساز سنگي و آجري در اين قلعه قابل مشاهده است. اين قلعه به دليل نوع كاربري آن كه يكي از استحكامات دفاعي و نظامي بود، داراي فضاها و ساختار ويژه است. به استناد مطالعات و بررسي‌هاي باستان‌شناسي (به خصوص سفال‌هاي پراكنده در منطقه)، مي‌توان قدمت اين قلعه را دوران مياني اسلامي حد فاصل قرون هفتم و هشتم هـ‌.ق تخمين زد.

ميل خويين

روستاي تاريخي «خويين» در كيلومتر شصت جادة زنجان ـ بيجار قرار دارد. در ضلع جنوبي ارتفاعات مشرف به روستا و در ميان قبرستان قديمي و متروكه بناي تاريخي ميل خويين ـ به عنوان يك ميل راهنما ـ ديده مي‌شود. گنبد اين بنا دو پوششه آجري و از نوع زنگوله‌اي است. بدنه اصلي بنا با لاشه سنگ و گچ آهك بر پا شده است. در حال حاضر يك ورودي در ضلع شمالي قرار دارد و براي ورود به آن بايد سه پله را طي نمود. هم‌چنين در اضلاع شمالي و جنوبي آن دو پنجره جهت ديدباني ديده مي‌شود. با توجه به شيوه ساخت بنا و نيز گنبد ميل خويين كه از نوع زنگوله‌اي و قابل مقايسه با مقبرة قيدار نبي است، مي‌توان زمان ساخت آن را بين قرون پنجم تا هفتم هـ .ق دانست.

قلعه مهر (ارزه خوران)

اين قلعه صخره‌اي درحدود پانصد متري شمال شرق روستاي «ارزه خوران»، در كرانه جنوبي رودخانه قلعه چاي ماهنشان قرار دارد. با توجه به آثار بر جاي مانده، دو نوع معماري صخره‌اي و ساخت و ساز سنگي و آجري در اين قلعه قابل مشاهده است. اين قلعه به دليل نوع كاربري آن كه يكي از استحكامات دفاعي و نظامي بود، داراي فضاها و ساختار ويژه است. به استناد مطالعات و بررسي‌هاي باستان‌شناسي (به خصوص سفال‌هاي پراكنده در منطقه)، مي‌توان قدمت اين قلعه را دوران مياني اسلامي حد فاصل قرون هفتم و هشتم هـ‌.ق تخمين زد.

قلعه يا حصار شهر زنجان

حصار شهر زنجان كه به «قلعه زنجان» نيز شهرت دارد، از آثار دوران سلجوقي است كه در فتنه مغول قسمت اعظم آن تخريب شده است ؛ اين حصار در دورۀ صفويه، به علت انطباق موقعيت آن بر روي نقشه طرح كلي شهر و هماهنگي آن با موانع طبيعي دفاعي كه داراي اهميت سوق الجيشي است، مجدداً منطبق بر مسير ديوار قبلي بازسازي شده است. قلعه زنجان از طريق شش دروازه ورودي با روستاهاي حوزه نفوذ زنجان و شهرهاي هم جوار آن مرتبط بوده است. در داخل اين حصار عناصر تاريخي شهر احداث شده اند.

ارگ سلطنتي سلطانيه

محدوده ارگ سلطنتي كه «كهن دژ» نيز ناميده مي شود، در وسط شهر سلطانيه با ابعاد 450×450 متر و در زميني به مساحت تقريبي 20 هكتار واقع شده است . اين محدوده از دو بخش خندق و حصار تشكيل يافته است، حد فاصل خندق و حصار (حداقل در جبهۀ جنوبي) پهنه اي به عرض 17 متر و طول 30 تا 40 متر مي باشد و ارگ سلطنتي در ميان حصار، قرار گرفته است. قلعه سلطانيه ، ‌آثار ارزشمندي از معماري و شهرسازي دوران مغول را در خود جاي داده است. جالب ترين عنصر شهري ارگ سلطانيه، مجموعه اي معروف به «ابواب البر» است. اين مجموعه شامل مدرسه، دارالشفاء،‌ دارالضيافه، دارالسياده، خانقاه،‌ دارالكتب، بيت القانون، ديوانخانه اي به نام كرباس، مسجد جامع و بالاخره آرامگاه سلطنتي با موقوفات بسيار و مديريت ويژه بوده است و خواجه رشيدالدين فضل الله نيز نايب التوليه آن بوده است. از آثار اين شهر عظيم تنها سه بناي مجموعه ‌تاريخي چلبي اوغلي، بقعه ملاحسن كاشاني و گنبد سلطانيه باقي مانده است.

قلعه شميران

قلعه شميران در ناحيه طارم علياي زنجان كه به دورۀ پيش از اسلام مربوط است.

قلعه سانسيز

قدمت قلعه سانسيز که به گور قلعه نیز شهرت دارد، به دوره ساسانیان و دوره اسلامی می رسد. این قلعه تاریخی كه بر روی تپه ای طبیعی واقع شده یکی از مناطق دیدنی شهرستان طارم است. شیب و دامنه تند اين تپه دسترسی به قلعه را با دشواری همراه كرده است. قلعه سانسيز علاوه بر قدمت تاریخی از نظر طبیعی نیز در محیطی زیبا، در ساحل رودخانه زیبای قزل اوزن و در کنار روستای سانسیز قرار گرفته است.

ستي قلعه

قدمت ستی قلعه كه در ناحیه ماه‌نشان در محدوده استان زنجان قرار گرفته است به دوره ساسانیان می رسد. این قلعه بهترین گواه برای سابقه سکونت در این ناحیه در دوره های پیش از اسلام محسوب می شود .

قلعه قمچي

قلعه قمچي در دهكده اركبين (110 كيلومتري زنجان) كه به 800 تا 900 سال پيش از ميلاد تعلق دارد .

قلعه قلابر

قلعه قلابر در روستایی به همین نام در 52 کیلومتری جنوب شهر زنجان واقع شده است. در کاوش‌های باستان‌شناسی انجام شده در دامنه های باختری ارتفاعات روستای قلابر، مجموعه ارزشمندی به دست آمده که شامل یک مسجد و یک خانقاه یا قلعه است. قلعه قلابر احتمالاً به دوره های باستانی تعلق دارد ولی اظهارنظر قطعی در مورد آن نیازمند اکتشافات و تحقیقات باستان شناسی است.

میل خویین

بنای‌تاریخی ‌میل خویین از مهم ترین بناهای دیدنی شهرستان ایجرود است كه بر فراز ارتفاعات جنوبی و مشرف به روستای قدیمی و سرسبز خویین در کیلومتر 60 جاده زنجان - بیجار واقع شده و با مقبره قیدار نبی‌در خدابنده قابل مقایسه است. تا کنون مدارک مکتوبی، دال بر تاریخ ساخت و نام بانی این برج تاریخی، به دست نیامده اما با توجه به سبک گنبد زنگوله ای آن می توان زمان ساخت میل خویین را حد فاصل سده های پنجم تا هفتم هجری قمری دانست.

مسجد خانم

مسجد خانم که به دوره قاجاریه تعلق دارد در محله قدیمی فخیم الدوله زنجان قرار گرفته است. اين مسجد كه فاقد گنبد و دارای دو مناره بسیار زیبا است در سال 1323 هجری قمری و به خواست یکی از زنان مقتدر ایران بنام جمیله خانم دختر حسین قلی خان نطام العداله (ذوالفقاری) ساخته شد . بنای مسجد مشتمل بر سردر ورودی با دو مناره کوتاه، صحن، شبستان تابستانی و زمستانی، حجره های متعدد و تزیينات کاشی‌کاری و گچبری است.

مسجد جامع ابهر

در سال 90 هجری به دستور محمد بن ابوبکر ساخته شده و در قسمت غربی و شرقی خود دو در دارد.

مسجد جامع زنجان

مسجد و مدرسه جامع زنجان معروف به مسجد سيد در قرن سیزدهم هجری قمری (سال 1242) در دوره قاجاریه توسط یکی از پسران فتحعلی شاه قاجار به نام عبدالله میرزا دارا ساخته شد . اين مسجد كه در قلب بافت قديمی شهر و در مکان مناسبی از نظر دسترسی قرار گرفته است ، از سمت باختر با بازار قيصريه ، از سمت خاور با كوچه مسجد سيد و از سوی شمال با خيابان امام خمینی و سبزه ميدان در ارتباط است . این مسجد در دوره زندگانی بانی آن به نام های مسجد دارا، مسجد سید ، مسجد سلطانی و مسجد جمعه نیز خوانده می شده است . اين مجموعه تاريخی كه در شمار بزرگ ترین و زیباترین مساجد و مدارس دینی زنجان است، يكی از بناهای ارزشمند ساخته شده بر اساس طرح مساجد چهار ايوانی می باشد. ايوان های چهارگانه ای كه در چهار ضلع مسجد به شکل قرینه قرار گرفته اند، بيشتر از هر چیزی در صحن مسجد، خود نمايی می كند . صحن اين مسجد مانند ساير مساجد چهار ايوانی ، به شكل مربع مستطيل است و 48 متر طول و 36 متر عرض دارد .

مسجد میرزایی

مسجد میرزایی معروف به مسجد چهار محرابه از قدیمی ترین بناهای مذهبی شهرستان زنجان است که در داخل شهر و در بازار پایین شهر زنجان (محله چاقوسازها) قرار گرفته است. بنای اصلی این مسجد که از نوع چهل ستونی است ، به دوران پس از حمله تیمور گورکانی و قرن نهم هجری قمری تعلق دارد. این مسجد بعدها در اواسط دوره قاجار به فرمان میرزا ابوالقاسم مجتهد معروف به میرزا تجدید بنا شد و به نام مسجد میرزایی معروف گردید.

مسجد قلابر زنجان

مسجد تاریخی قلابر در روستایی به همین نام در 52 کیلومتری جنوب شهر زنجان واقع شده است . در کاوش های باستان شناسی ، در دامنه های باختری ارتفاعات روستای قلابر ، مجموعه ارزشمندی به دست آمده که شامل یک مسجد و یک خانقاه یا قلعه است . طرح مسجد ، مربع تقریباً کوچکی است که گرداگرد آن تا ارتفاع 5/1 متری از سنگ تراورتن ساخته شده و در منتهاالیه آن کتیبه ای نصب شده است . محراب مسجد قلابر یکپارچه و سفید رنگ است و به اسماء متبرکه جلاله و نام ائمه اطهارمزین شده است .

مسجد عباسقلی خان

مسجد عباسقلی‌خان مسجدی با سبک چهل ستونی است که در محله قدیمی عباسقلی خان و در میان بافت تاریخی شهر زنجان قرار گرفته است. این مسجد، دو صحن و دو شبستان زيبا دارد و جالب توجه ترین تزیینات آن، کاشی کاری های زیبای محراب با طرح هندسی است . احتمال داده می شود تاريخی که بر روی بدنه ضلع شمالی شبستان مرکزی نقش شده است(1307 هجری شمسی)، تاریخ ساخت مسجد باشد.

مسجد چهل ستون

مسجد و مدرسه چهل ستون از مساجد معروف شهر زنجان است که در قرن سیزدهم هجری قمری (سال 1284) ساخته شده است. اين بنا در راسته بازار کفاش ها واقع شده و در گرداگرد صحن آن، حجره هایی جهت طلاب دینی وجود دارد .

مسجد آقا شیخ فتح اله زنجان

مسجد آقا شیخ فتح الله که در سال 1298 هجری قمری ساخته شده ، در کوچه صندوق سازهای شهر زنجان واقع شده و از نوع مساجد شبستانی است .

مسجد و مدرسه ملا

مسجد و مدرسه ملا یا وليعصر كه در حدود سال 1256 هجری قمری ساخته شده در راسته بازار حلاج ها، نبش میدان انقلاب واقع گرديده است. بنای اين مسجد كه جلوه خاصی به این محله داده دارای يك گنبد زیبای فیروزه ای، صحنی در ميان شبستان و حجره هاییی دو طبقه در اطراف آن است.

مسجد شیخ فیاض

مسجد شیخ فیاض، در انتهای بازار پايين و در راسته چاقوسازها واقع شده است این مسجد یکی از مساجد قدیمی شهر زنجان است که فاقد صحن بوده و مشتمل بر دو شبستان مرتبط به هم است.

حسینیه اعظم زنجان

در جنوبی ترین قسمت شهر زنجان و در بافت قدیمی و سنتی آن ، در محله سید لر بنایی واقع شده است که مسجد و گرمابه حسينيه اعظم زنجان خوانده می شود و از نظر مردم بسیار محترم داشته می شود. این بنای قدیمی از يك مسجد در ضلع شمالی و يك گرمابه در ضلع جنوبی مسجد تشکیل شده است. کتیبه ای در قسمت قدیمی این بنا وجود دارد که تاریخ ساخت آن را 1261 هجری قمری نشان می دهد.

خانه خديوي

اين خانه در در محله دالان آلتي بافت قديمي شهر زنجان، در ضلع جنوبي خيابان فعلي هفت تير قرار دارد. با توجه به سبك و نوع معماري آن، اين بنا به اوايل دوره پهلوي تعلق دارد. خانه خديوي از جمله بناهايي است كه متأثر از الگوهاي رايج غرب و ملهم از شيوه‌هاي محلي اين منطقه در دهه‌هاي پاياني قرن چهاردهم هـ .ق شكل گرفته است. اين بنا به صورت دو اشكوبه ساخته شده است. از جمله تزيينات اين بنا به آجركاري‌ها، گچبري‌هاي زيباي ستون‌ها، لمبه‌كاري با نقوش متنوع، ايواني با شش ستون چوبي و پوشش گچي و نرده‌هاي تزييني آن اشاره كرد. اين بنا در حال حاضر مسكوني و تحت مالكيت وراث خديوي است.

خانه شيخ الاسلامي

اين بنا در مجموعه حريم بازار زنجان، در خيابان ضيايي و در ضلع غربي كوچه شيخ الاسلام قرار دارد. اين بنا در سال 1136 ش به دستور مرحوم «شيخ الاسلام» يكي از علماي بزرگ زنجان، جهت سكونت ساخته شد. خانة شيخ الاسلام به سبك خانه‌هاي قديمي زنجان و با مصالح سنگ، آجر و ملاط در يك طبقه ساخته شده است. ورودي آن در ضلع غربي و اتاق‌ها در دور تا دور حياطي مشجر قرار دارند. تالار اصلي در ضلع شمالي بنا با تزيينات گچبري و سقف لمبه‌كوبي شده خودنمايي مي‌كند. در ضلع جنوبي حياط، تالار آينه قرار دارد كه متأسفانه در حال حاضر به عنوان انباري از آن استفاده مي‌شود. اين تالار نيز داراي گچبري بسيار زيبا با نقوش گياهي و حيواني و مقرنس است. ين بنا در حال حاضر مسكوني است.

عمارت ذوالفقاري (كلاه فرنگي)

عمارت ذوالفقاري در بخشي از بافت تاريخي شهر زنجان، در محله قديمي «دالان آلتي» قرار دارد. معماري بنا ملهم از معماري غرب و آميزه‌اي از سنت‌هاي هنري و تزييني ايران در دهه‌هاي پاياني سدة چهاردهم هـ .ق است. اين عمارت توسط حسين قلي‌خان نظام العداله از سرداران جنگ هرات و از متمكنين و متنفذين ولايت خمسه ساخته شد. عمارت ذوالفقاري يا كلاه فرنگي به لحاظ معماري برونگرا و تزيينات آن در نماي داخلي شامل قاب‌بندي‌هاي گچبري شده، طرح‌هاي لمبه‌كاري چوبي زيبا و متنوع سقف با نقش‌هاي هندسي يا تلفيقي از نقوش هندسي و گياهي است. سطوح خارجي بنا به صورت يك‌پارچه مزين به انواع آجرچيني (آجرتراش ساده، نقش داور و آجر مهري) دوره قاجار است. عمارت ذوالفقاري قابل مقايسه با عمارت قوام‌السلطنه (موزه آبگينه و سفالينه‌هاي ايران) است.

خانه توفيقي

خانه توفيقي در شهر زنجان و در محله‌اي كه در گذشته به «خرابه رجي» معروف بود، قرار دارد. اين بناي مسكوني متعلق به علي‌ اكبرخان توفيقي، نخستين شهر‌دار شهر زنجان در اوايل دوره پهلوي اول بود و از نظر شكل‌ معماري و شيوه تزييني مطابق با شيوه رايج اواخر قاجار و اوايل دوره پهلوي ساخته شده است. خانه توفيقي اكنون به عنوان موزه شهدا زنجان مورد استفاده قرار دارد.

كوشك معين

در ميان مزرعه‌ها و باغ‌‌هاي جنوب غرب شهر زنجان، كوشك زيباي معين قرار دارد. اين بنا در اواخر دورة قاجار و اوايل دورة پهلوي توسط «معين‌النجار» ساخته شد. سبك نوين تزيين شيرواني، دودكش‌ها و ناوداني با ورقه‌هاي رنگي آهني به صورت گل‌ها و پرندگان برجسته، لمبه‌كوبي سقف، ستون‌هاي آزاد با تزيينات معقلي و در نهايت حوض سنگي زيباي مستطيل شكل با آب‌نماهاي كروي كه در اطراف آن سكوهاي حجاري شده‌اي قرار دارد، از ويژگي‌هاي معماري و تزيينات اين بنا است.

كشتارگاه زنجان

اين بنا در محله قديمي «توپ آغاجي»، در ضلع جنوب غربي شهر زنجان قرار دارد. اين بنا در اوايل حكومت پهلوي اول توسط اولين شهردار زنجان مرحوم علي اكبر خان توفيقي ساخته شد. اين بنا به عنوان كشتارگاه به صورت تالارهايي ساخته شد و در سال‌هاي بعد با عنوان فرهنگسرا جهت انجام امور فرهنگي مورد استفاده قرار گرفت و تغييراتي در آن بوجود آمد. از جمله عوامل تزييني بنا مي‌توان به استفاده از مصالح آجر و به كارگيري طاق و تويزه در آجرچيني طاق‌ها اشاره كرد. كشتارگاه يا فرهنگسراي زنجان در حال حاضر به عنوان ساختمان اداري مديريت ميراث فرهنگي استان زنجان مورد استفاده قرار دارد.

بنای گنبد سلطانیه

این بنا که در 43 کیلومتری جاده زنجان به طرف شهر خدابنده در شهر سلطانیه واقع گردیده با ارتفاع 5/48متر، سومین بنای گنید دار تاریخی در جهان است که در مدت نه سال از سال 704 هجری الی 713 هجری در دوره ایلخانان مغول بدستور سلطان محمد خدابنده (الجایتو) به عنوان آرمگاه وی ساخته شده است. این بنا عضیم ترین بنای گنبد دار در ایران و سومین بنای گنبدی پس از کلیسای سانتاماریا در ایتالیا و مسجد ایاصوفیا در ترکیه می باشد. این بنا بعنوان پنجمین بنای تاریخی مهم در کشور به شمار می رود.

كهن‌ترين بناي آرامگاهي ابهر ( پير احمد زهرنوش)

اين بنا در منتهي اليه جنوبي ابهر قرار گرفته و شامل بقعه و چند واحد الحاقي در شمال غربي آن است. بناي اصلي آرامگاه، از دو طبقه تشكيل يافته كه طبقه زيرين، محل آرامگاه و تالار بالايي، محل خانقاه و جايگاه ذكر و بحث دراويش بوده است. ديوار خارجي بنا كه از آجر و با نقش ساده ساخته شده است، داراي پيش و پس سازي هايي است كه جلوه خاصي به مجموعه بخشيده است پلان اين اثر تاريخي هشت ضلعي مي‌باشد كه گنبد يك پوش آن با هنرمندي تمام اجرا گرديده است. تبديل فضاي هشت ضلعي به سطح و محيط مدور براي اعمال گنبدزني به مدد فيلپوشهاي متقارن كه مزين به قاببنديهاي زيباي گچ‌بري شده‌ايست انجام پذيرفته است. همچنين براي تعديل دما و رطوبت و تامين نور و روشنايي و بخشهايي از بدنه اين فيلپوشها نورگيرهايي جا گرفته‌اند. در داخل بقعه و زير گنبد، در چهار گوشه، چهار ترنبه زده شده و طح چهار ضلعي به هشت ضلعي تبديل گشته است. در طاقنماهاي ميان هر دو ترنبه نور گيري جا سازي شده است. بر فراز بقعه، گنبدي مخروطي شكل بر پا شده كه به زيبايي اين مجموعه افزوده است. بنا، از آثار قرن نهم شناخته شده و مدفن سه تن از مشايخ صوفيه به نامهاي (( شيخ ابو بكر محمد بن عبد الله بن حارث ابهري))، (( پير احمد معروف به زهر نوش)) و (( شيخ شهاب الدين ابهر، استاد شاه طهماسب صفوي)) است. اما در خصوص اينكه اين بناي آرامگاهي متعلق به چه دوران و چه كسي مي‌باشد اتفاق نظري ميان صاحب‌نظران وجود ندارد,در كتاب تاريخ ابهر تاليف آقاي فخيمي با بيان و ذكر دلايلي در صفحات 236 و 235 از اين اثر تاريخي بنام بقعه عبدالله‌ بن طاهر بن حارث طائي ملقب به ابوبكر ابهري معلق به قرن چهارم هجري‌قمري نام برده شده است. اين بنا بشماره 981/1/7/53 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.

مقبره قيدار نبي

بناي آرامگاهي قيدار نبي در جنوب غربي شهرستان قيدار (خدابنده) و در دامنه ارتفاعات با همين نام قرار دارد این بنا متعلق به قيداربن اسماعيل بن ابراهيم (عليه السلام) از پيامبران است، اين مسئله با استشهاد 65 نفر ز علماي طراز اول مورد تأييد قرار گرفته و بدين ترتيب شايعه اختصاص بنا به قبر بلغارخاتون زن غازان خان مغول مردود شده است. در كتاب منهاج البرا عه تأليف ميرزا حبيب الله هاشمي خويي شجره نامه حضرت بدين شرح ذكر شده است. «محمد بن عبدالله(ص) بن عبدالمطلب و اسمه پيبه بن هاشم واسمه عمروبن عبدالمناف واسمه شيبه بن هاشم واسمه عمروبن عبدالمناف واسمه المغيره بن قصي واسمه زيدبن كلاب بن مره بن كعب بن لوي بن غالب بن فهربن مالك بن النصر و هو قريش بن كنانه بن جزيمه بن مدركه بن الياس بن مفربن نزاربن معبدبن عدنان بن اود بن ليسع بن الهميسع بن سلامان بن بنت بن حمل بن قيدار بن اسماعيل بن ابراهيم (عليه السلام) بن تاريخ بن ناخور بن ساروع بن آدم (عليه السلام). همچنين در كتاب جلاء اليون تأليف محمد باقر مجلسي نيز بر همين منوال شجره قيدار نبي را به ابراهيم و آدم عليه السلام نسبت داده است. كتيبه ها و شيوه هاي تزئيني بنا گوياي آن است كه سازه‌هاي معماري آن بايستي در دورانهاي مختلفي انجام پذيرفته باشد، از جمله قديمي‌ترين كتيبه برجاي مانده در ضلع جنوبي صحن گنبددار به تاريخ 719 هجري قمري كه به تجديد ساخت آرمگاه توسط بلغان خاتون همسر غازان خان ششمين سلطان ايلخاني اشاره مي‌كند و كتيبه أي ديگر در همان صحن كه به شرح انجام تعميرات بنا توسط تيمورخان به سال 751 هجري قمري مي‌پردازد. آرامگاه قيدار نبي با ميانسراي مطبق داراي گنبد ناقوسي شكلي است با كاربندي زيبا كه در سطوح داخلي مزين به نگاره‌هاي گياهي و جانوري گچ‌بري شده‌اي مي باشد. اين بناي آرامگاهي به شماره 321 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.

مقبره مولانا حسن كاشي

اين مقبره در زمان شاه‌ طهماسب صفوي براي «مولانا حسن كاشي» معروف به «شيرازي» از علماي حكمت‌ الهي در جنوب شرق محوطه تاريخي گنبد سلطانيه ساخته شد. اين مقبره بر اساس نمونه‌هاي مقبره‌سازي عصر صفوي ساخته شده است. يعني كه نقشه هشت ضلعي بنا در نماي داخلي تبديل به فضاي چليپايي مي‌شود.

ويژگي‌هاي بارز اين بنا عبارتند از

كاربرد خط معقلي يا بنايي به شيوه آجر و كاشي فيروزه‌اي رنگ بر گلوي گنبد و نماي خارجي بدنه، قرينه‌سازي در ساختار و تزيينات مقرنسي معلقي به رنگ سفيد و قهوه‌اي در سطوح داخلي گنبد.

شیخ براق بابا

شیخ براق بابا از بزرگان مسلک مولویه و خاصان دربار سلطان محمد خدابنده (الجایتو) بوده است. مقبره شیخ براق در جنوب باختری محوطه تاریخی سلطانیه قرار گرفته و در گویش مردم این منطقه کچه بورک (کلاه نمدی) نامیده می شود. قدمت این مقبره به دوره ایلخانان مغول می رسد و بنای آن از نوع مقابر برجی هشت ضلعی است که در بخشی از آن خانقاه نیز به چشم می خورد.

بقعه امامزاده ام البنین

بقعه امامزاده ام البنین از بقعه های قدیمی شهرستان زنجان است که در 30 کیلومتری جنوب خاوری شهر زنجان و در روستای سلمان کندی قرار دارد. این بنا مزار بزرگوارانی چون امامزاده ام البنين، امامزاده حسن، امامزاده ابراهيم، امامزاده طاهر و امامزاده جعفر است. کتیبه ای از نوع سنگ های آهکی در این بنا وجود دارد که تاریخ قرن هفتم هجری قمری(سال 615) را نشان می دهد.
مجموعه تاريخي بازار زنجان در قلب بافت قديمي كه روزگاري مشرف به دروازه قلتوق، دروازه جنوبي شهر بودقرار دارد، اين بازار كه طويلترين بازار ايران مي باشد از سوي غرب و شرق گسترده شده بدين لحاظ بازار پائين و بازاربالا تقسيم و نامگذاري شده است. طبق اسناد و متون تاريخي ساخت آن در سال 1205هجري قمري در دوران حكومت آقامحمد خان قاجار آغاز و به سال 1213هجري قمري مقارن حكومت فتحعلي شاه قاجار پايان پذيرفته است. و در دوره هاي بعد نيز به بناي آن افزوده شد از جمله ساخت چندين سرا، مسجد، گرمابه و... مجموعه بازار بالا مشتمل بربازار قيصريه، بازار بزازها، حجت الاسلام، امامزاده و عبد العلي بيك است . اين مجموعه از نظر توليد و عرضه كالا و خدمات جنبي وابسته، بسيار غني و مهمترين مركزاقتصادي و تجاري شهر محسوب مي شده است. بازار زنجان از نظر توليد و نوع فعاليتبه هشت راسته تقسيم مي شود از جمله راسته زرگرها ، كفاشها ، بزازها ، سراجها ازكاروانسراهاي جالب اين مجموعه كه نقش مؤثري در عرضة كالاها ايفا نموده، سرا ياكاروانسراي حاج علي قلي و سراي حاج كربلايي علي را مي توان نام برد احتمالاًدر سال 1300 ه.ق تكميل شده است. گستردگي جغرافيايي بازار از يك سو و تنوع راسته ها، تعدد سراها و كاوانسراهاي درون شهري در راسته هاي فرعي كه هركدام به نامي و به فعاليتي خاص اختصاص يافته از سوي ديگر، همچنين وجود مساجد فراوان گوياي پويايي اين مجموعه فرهنگي، اقتصادي، تاريخي و هنري در طول زمان و به فراخور اوضاع و شرايط حاكم بوده .خصوصا از نقطه نظر بكاربردن تكنيك هاي معماري و سبكها وشيوه هاي تزئيني دوران قاجار كه در راسته ها ،حجره ها ،چهار سوقها ، مساجد، سراها و كاروانسراهايدرون شهري،گرمابه ها به زيباترين شكل و شيوهای اجرا شده است. از جمله كاربرد انواعطاق و قوسهاي هلالي، جناغي و ضربي، گهواره أي خاصه در راسته هاي اصلي و فرعي مزين به آجرچينيهايي با طرحهاي مختلف هندسي، خفته و راسته، حصيري و بكارگيري تكنيك آجر وكاشي، و كاشيكاري به رنگها و طرحهاي قاجاري درسطوح خارجي و داخلي بنا ها، طاقنماها، طاق و قوسهاو همچنين ستون نماهاي گلداني در مساجد و سراها قابل ذكر مي باشدكه اوج اين سبك هاي معماري و شيوه ها و نو آوريها ي تزئيني در اجزا و اركان مساجدخاصه مسجد جامع به ظهور رسيده و اين مجموعه را در طول تاريخ خود تبديل به يكي ازيادمانهاي ارزشمند و زيباي هنري و معماري دوران قاجار ساخته اين مجموعه در فهرست آثار ملي كشور به شماره 444/1/14/6/1374 به ثبت رسيده است.
از آثار ديگري كه از نظر معماري داراي ارزش و اعتبار مي باشد، حمام هاي قديمي اند كه اساساً به لحاظ رعايت، دو عامل تعيين كننده پايين تر از كف معابر در محلات ساخته شده اند. عامل نخستين سوار شدن آب مورد نياز به سيستم آبرساني گرمابه و ديگري گرم بودن فضاي حمام در زمستانهاي سرد منطقه، مدنظر بوده است. طرح و پلان گرمابه ها تقريباً يكسان اجرا شده و درب ورودي آنها عموماً از معابر داراي زاويه 90 درجه است. بدين ترتيب امكان هرگونه ديد مستقيم را از معابر به لحاظ رعايت موازين شرعي سلب مي نمايد. زاويه سوم به يك هشتي در دار منتهي مي شود كه اين هشتي هم از نظر حفاظت ديد و هم نظر ايجاد تعادل در هواي ورود و خروج نقش اساسي را ايفا نموده است. پس از هشتي محوطه رختكن در طرحهاي مختلف هندسي با سقف گنبد دار قرار گرفته و در وسط آن حوض و در اطراف سكوهاي نشيمن جهت لباس پوشيدن و كندن در نظر گرفته شده است. فاصله فضاي رختكن و قسمت اصلي استحمام را دالان اشغال نموده و سرويسهاي بهداشتي و نظافت در آن جاي گرفته است. وجود اين فضا از نظر مسائل سنتي و ايجاد تعادل هواي گرم داخل گرمابه و فضاي رختكن امري لازم و ضروري به نظر مي رسد كه معماران زنجاني با فكر خلاق خود در ايجاد آن توفيق يافته اند. فضاي چهارم از ورودي، قسمت استحمام گرمابه را تشكيل داده كه شامل يك شاه نشين و دو الي سه باب خلوت نشين و يك خزينه مي باشد. از نظر عملكرد اين فضاها در قسمت شاه نشين كه اندكي بلندتر از فضاي گرمابه است، جهت متمولين، كه از كارگران گرمابه جهت استحمام استفاده مي شده، اختصاص دارد. فضاي خلوت نشين به مردم عادي كه خود استحمام مي نموده اند تعبيه شده است. نوع سقف در فضاي اصلي و شاه نشين بصورت گنبد و در فضاي خلوت نشين ها از طاق استفاده شده است كه نوع آن عموماً از قوسهاي خوزي است. تأسيسات جانبي گرمابه هاي قديمي عبارتند از آتش خانه يا تن، انبار آب گرم، آب سرد و غيره كه فاقد ارزش معماري است. عموماً گرمابه ها از آجر، سنگ و ملاط ساروج ساخته شده و داراي استحكام و مقاومت لازم در مسايل ايستايي است.

گرمابه حاج داداش

گرمابه حاج داداش که هم اکنون به عنوان چایخانه سنتی از آن استفاده می شود، در بازار پایین شهر زنجان جای گرفته و در دوره قاجاريه ساخته شده است. فضای اصلی این گرمابه شامل هشتی، بینه، میان در، گرمخانه و خلوتی است. زیباترین قسمت این گرمابه فضای بینه آن است كه در آن طاق اصلی بر روی چهار ستون سنگی با سرستون های مکعبی و بدنه مارپیچی قرار گرفته است. دسترسی به این بنا از سوی بازار و از کوچه سید لر که حسینیه اعظم در آن قرار گرفته، امکان پذیر است.

گرمابه میر بها

گرمابه میر بها از بناهای دوره قاجاریه است که در راسته بازار پایین، در بخش قدیمی شهر زنجان قرار گرفته و كاملاً از سبک معماری دوره قاجار تبعیت كرده است.

گرمابه قیصریه

گرمابه قیصریه از بناهای دوره قاجار است که در داخل شهر زنجان در بازار قیصریه قرار گرفته است.

حمام سالار

حمام سالار که در محوطه ارگ سلطنتی قرار گرفته در دوره قاجاریه و توسط سیف علی خان کلانتر ساخته شده و در دوره پهلوی به نام حمام سالار مشهور شده است. هم اکنون این حمام در حال آماده سازی برای احداث سفره خانه سنتی در محوطه ارگ می باشد.

بنای رختشویخانه

این بنا در داخل شهر زنجان واقع شده و بنای نسبتاً وسیعی است که جهت شستشوی لباس توسط عموم مورد استفاده قرار می گرفته است. این بنا به دستور مرحوم عل اکبر توفیقی شهردار وقت زنجان حدود هفت دهه پیش احداث گردیده است و هم اکنون بعنوان موزه مردم شناسی مورد بازدید گردشگران داخلی و خارجی قرار می گیرد.

حمام سینا

حمام سینا نیز یکی دیگر از حمام های تاریخی است که در شهر زنجان واقع شده است.

حمام حسينيه اعظم

مسجد و گرمابه حسينيه اعظم در جنوبي‌ترين بخش بافت قديمي شهر زنجان، در محله‌اي معروف به «سيدلر» كه سابق مشرف به دروازه جنوبي (دروازه قلتوق) بود، قرار دارد. در كتيبه‌اي كه بر پيشاني فضاي ورودي بنا به خط نستعليق حجاري شده، آمده است اين بنا به سال 1292 هـ .ق توسط «مير هدايت الله ملك‌التجار» از متمكنين دوره ناصرالدين شاه قاجار مرمت شده است. اين گرمابه شامل فضاهاي سربينه، بينه، ميان‌در، گرمخانه، خلوتي و خزينه است. بزرگي و وسعت اين فضاها به نوعي نشان دهنده پويايي و اهميت بنا در زمان برپايي آن است.

حمام يان يان خرم‌دره

واژه «يان يان» در زبان تركي فعل امر از مصدر «يانماق» به معناي سوختن است. بناي تاريخي حمام يان يان از آثار دوران قاجار است. اين بنا در زمان برپايي در منتهي‌اليه شمال شهر خرم‌دره، در ساحل رودخانه ابهر چاي (ابهررود) قرار داشت. امروزه با گسترش شهر، اين بنا به سمت جاده ترانزيت و در مركز شهر واقع شده است. نزديكي اين حمام به رودخانه، احتمالاً به منظور دفع فاضلاب و يا استفاده از آب آن بوده است. نقشه حمام داراي كليه عناصر و اجزاي مورد لزوم در حمام است. ورودي بنا پس از عبور از دوازده پله، به فضايي با عملكرد هشتي متنهي مي‌شود و از آن به سربينه راه مي‌يابد. سربينه فضايي هشت ضلعي است و در اضلاع آن فضاهاي كوچك و بزرگي جهت استقرار ملزومات، تجهيزات و لباس مراجعه كنندگان تعبيه شده است. در سمت شمال شرقي آن اتاق نسبتاً كوچكي ديده مي‌شود كه احتمالاً محل لباس و ملزومات اشخاص بخصوص چون متمولين و بزرگان سياسي ـ مذهبي شهر بوده است. فضاي سرويس‌هاي بهداشتي در سمت شمالي حمام و در حد فاصل رختكن و محل استحمام تعبيه شده است. در حد فاصل اين دو فضا، راهروي باريكي به عرض 10/1 متر و به طول 30/5 متر ديده مي‌شود. اين فضا مانع از افت حرارت در محل استحمام است. چهارمين فضاي اين بنا، عنصر اصلي گرمابه و محل استحمام است. اين فضا مانند فضاي سربينه، هشت ضلعي غير منتظم است و طول اضلاع بزرگ آن 40/5 متر و طول اضلاع كوچك آن 15/1 متر است. در سه ضلع آن فضاهايي جهت شستشو و استحمام تعبيه شده است. اين محل مخصوص كساني بوده كه براي شستشو خود از كارگران حمام استفاده مي‌كردند. در ضلع شمال غربي، فضايي موسوم به خلوتي قرار دارد. در ضلع جنوب شرقي حمام، محل مخصوص نظافت و در ضلع غربي آن خزينه آب‌ گرم قرار دارد. مصالح تشكيل دهنده بنا، لاشه سنگ و ملات آن گل و آهك است و براي عايق‌كاري سطوح داخلي آن از ساروج استفاده شده است. قوس‌هاي مجموعه عموماً از نوع پنج و هفت كند و قوس‌هاي سه بخشي، اما داراي اشكال هندسي است.

مرد نمكي زنجان

در زمستان سال 1372 ش، معدن‌كاران نمك به هنگام خاك‌برداري و استخراج نمك از اين معدن با نيم‌ تنه يك جسد با ريش و موي بلند مواجه مي‌شوند. پس از مطلع شدن ميراث فرهنگي استان زنجان، كاوش منطقه از تاريخ ششم بهمن ماه همان سال آغاز و منجر به كشف يك ساق پا درون چكمه چرمي، سه قبضه چاقو، شلوارك، شئيء نقره‌اي به نام گوش پاك كن، قلاب سنگ، تكه‌هاي طناب چرمي، سنگ ساب، گردو، تكه‌هاي سفال و چند تكه پارچه منقوش و خرده‌هاي استخوان شد. بررسي باستان‌شناسي معدن نشان داد كه اين محل در دوران باستان مورد استفاده و استخراج قرار داشته و تونل‌هاي متعددي در داخل آن كنده شده است. يكي از اين تونل‌هاي نمك كه حدود چهل و پنج متر طول داشت، از سمت جنوب غربي به طرف شمال شرقي حفر شده و دهانة آن به طرف داخل كم‌تر شده بود. احتمالاً در اواسط همين تونل جسد مكشوفه مدفون بوده است. بررسي‌هاي اوليه باستان‌شناسي و مقايسه‌هاي تطبيقي بين آرايش مو و پوشش در دوران‌هاي مختلف تاريخ، جسد مكشوفه «مرد نمكي» را به قرن هشتم ق.م و اقوام سكايي نسبت مي‌داد. اما پس از بررسي‌هاي دقيق و انجام ساليابي كربن 14 روي نمونه‌هاي مختلف استخوان و پارچه قدمت اين مجموعه هزار و هفت‌صد سال پيش تعيين شد. مشخصات ظاهري يعني نوع پوشش و وجود گوشوارة طلا در گوش سمت چپ و ابزار همراه مرد نمكي، او را يك فرد عادي يا يك كارگر معدن معرفي نمي‌كند. داشتن موهاي بلند و مجعد، آويختن گوشواره، داشتن ريش‌هاي بلند كه گاه با جواهرات تزيين مي‌شد، از خصوصيات مردهاي دورة ساساني است. يك نوع از كفش‌هاي اين دوره نيز موزه يا چكمه‌هاي مخصوص سواركاري كه ساق آن‌ها در قسمت بالا بزرگ‌تر مي‌شد، است. با چشم‌پوشي از جزييات و تفاوت‌هاي كم اهميت، مشخصات فوق با مرد نمكي مطابقت دارد. نظر به اهميت ويژه اين كشف كه توجه جهانيان را به اين امر معطوف داشت و به لحاظ حفظ اين مجموعه ارزشمند در فضايي مناسب و انجام مطالعات و بررسي‌هاي لازم، در حال حاضر اين مجموعه در موزه ايران باستان نگهداري مي‌شود و روزانه مورد بازديد علاقمندان كثيري است.

تپه قلعه ابهر (تل دارا)

اين اثر تاريخي كه به عنوان خاستگاه اوليه شهر ابهر و به تپه قلعه شهرت دارد، در ساحل راست ابهررود و در حد شرقي شهر فعلي قرار دارد. اين محل يكي از قديمي‌ترين استقرارهاي انساني در منطقه به شمار مي‌رود و حداقل از هزاره چهارم ق.م به طور مداوم مورد استفاده و سكونت قرار گرفته است. از آثار و بقاياي زيستي و مشخص آن سفال‌هاي قرمز رنگ منقوش به نقوش هندسي سياه رنگ است.

معدن نمك چهرآباد

اين معدن در يك كيلومتري جنوب روستاي «حمزه لو»، در زير تپه‌هاي مشرف به رودخانه مهرآباد، قرار دارد.

تپه صايين قلعه

تپه تاريخی صايين قلعه، به هزاره اول پیش از میلاد تعلق دارد با وسعت 40×60 و ارتفاع چهار متر، در داخل محوطه امام ‌زاده يحيی (ع) قرار گرفته است. گمانه های موجود حاكی از این است که وسعت این تپه تاریخی بیش تر از تپه امروزی بوده است. قبرهای موجود در محوطه از زیست انسان ها در اين تپه و در سه دوره مشخص در این تپه حکایت دارد. آثار کشف شده از این تپه بر استقرار انسان ها در هزاره اول قبل از میلاد، قرن هشتم هجری قمری و آثار مربوط به دوره های جدید تر اسلامی گواهی می دهند.

محوطه تاريخی تپه قلعه

محوطه تاريخی تپه قلعه در روستای قلعه در سه كيلومتری شمال باختری سلطانيه، در قسمت جنوب باختری چمن سلطانيه، به ابعاد 140×70 متر و به ارتفاع 15 متر قرار گرفته است. اين تپه از نظر آثار باستانی بسیار غنی بوده و براساس مطالعات انجام شده روی سه لايه‌ از اين تپه، نتايج خوبی به دست آمده است. در لايه های زيرين قلعه تپه، سفال‌ هايی با نقش داغدار ديده شده كه به وفور در لايه‌های پايين و اطراف تپه پراكنده شده‌ و انتساب نخستين لايه تمدنی آن را به اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد تاييد مى كنند. فراوانی ظروف معروف سلطان آبادی و سفال‌های مشخصه سلطانيه با لعاب فيروزه‌ای و نقش مشكى در لايه دوم، تعلق آن را به دوران ايلخانی قطعی كرده است. لايه سوم تپه قلعه نيز به بقايای قصر معروف فتحعلی شاه قاجار تعلق دارد . پژوهشگران و باستانشناسان، تپه قلعه سلطانيه را بقايای قصر سوگلی فتحعلی شاه قاجار می دانند.

تپه نور

تپه تاريخی نور كه قدمت آن به هزاره اول و دوم قبل از ميلاد می رسد، در قسمت جنوبی چمن سلطانيه به ابعاد 150×150 و به ارتفاع 17 متر قرار گرفته است . اين تپه در انتهای محله دارالشفاء واقع شده و در حفاری‌های انجام گرفته، دو دوره ساختمانی مشخص، را نشان می دهد . يكی از اين دوران اواخر هزاره اول و اوايل هزاره دوم پيش از ميلاد و ديگری دوره ايلخانی است. پلان و عناصر معماری به دست آمده از لايه های بالايی تراين تپه ، انتساب آن را به دوره ايلخانی محرز می كند. لايه نخستين اين محوطه تاريخی با توجه به پراكندگی سفال‌های خاكستری تيره و مطالعه يك قبرستان پيش از تاريخ كه در يک كيلومتری آن واقع شده است، تمدن ساكنان اين تپه را در رديف تمدن‌های اواخر هزاره اول و اوايل هزاره دوم قبل از ميلاد قرار مى‌دهد.

منجيق تپه

منجيق تپه در روستای نيماور قرار گرفته و قدمت آن به هزاره اول قبل از ميلاد می رسد.

محوطه تاريخی تپه يونجه

محوطه تاريخی تپه يونجه زار به هزاره دوم پيش از ميلاد نسبت داده می شود . اين تپه در نزديكی روستای دهجلال و به فاصله هفت كيلومتری جنوب سلطانيه در سمت چپ جاده سلطانيه - خدابنده قرار گرفته است.

مراد تپه

مراد تپه در روستای يوسف آباد از توابع شهرستان ابهر قرار گرفته است و پيشينه آن به قرون ششم و هفتم هجری قمری مربوط می رسد. این تپه توسط سازمان ملی میراث فرهنگی و با شماره 1132 به ثبت تاريخی رسيده است.

تپه ديزج آباد

تپه ديزج آباد كه به هزاره دوم پيش از ميلاد نسبت داده می شود، در نزديكی روستای ديزج آباد و به فاصله 10 كيلومتری باختر سلطانيه در سمت راست جاده ترانزيتی زنجان - تهران واقع شده است. ظروف مختلف به دست آمده از این منطقه سفال‌های نخودی و خاكستری رنگ، ظروف با لبه‌های صاف، لوله‌های بلند و كاسه‌های دسته ‌دار که مورد مطالعه پژوهشگران قرار گرفته اند، نسبت این محوطه را با هزاره دوم قبل از میلاد ثابت می كنند.

تپه های پيوسته ابهر

تپه های پيوسته دو تپه بزرگ و کوچک هستند که در فاصله 150 متری از يکديگر در چمن سلطانيه و به فاصله سه كيلومتری شمال باختری گنبد سلطانيه در طرف راست جاده ترانزيتی زنجان - تهران قرار گرفته اند و درحد فاصل آن ها آثار سطحی به وضوح قابل تشخيص است . تپه بزرگ تر دارای ابعاد 100×100 متر و ارتفاع 4 متر و تپه كوچک تر دارای ابعاد 57× 62 متر و ارتفاع 5/1 متر واقع شده است . آثار به دست آمده از این تپه ها بر وجود تمدنی ناشناخته در منطقه گواهی می دهند.

سنبل آباد

در فاصله هفت کيلومتری شمال باختری گنبد سلطانيه و در روستای سنبل آباد در داخل چمن سلطانيه، تپه ای به وسعت 75×60 و ارتفاع 8 متر قرار گرفته است كه مطالعه و مقايسه سفال‌های پراكنده آن قدمت تپه را تا اوايل قرن های اوليه ميلادی و دوران تيموریان نشان می‌دهد. به عبارت ديگر در اين تپه تمدنی حدوداً 800 ساله قابل تعقيب و شناسايی است.

تپه های سعيد آباد

تپه های سعيد آباد (كرسف) در جنوب باختری سلطانيه واقع شده و دارای ارزش های باستان شناسی هستند.

علمدار تپه

علمدار تپه، تپه كوچكی است که در قسمت شمال باختری امامزاده زيدالكبير ابهر قرار گرفته و مردم محلی اعتقادات خاصی نسبت به آن دارند و آن را مقدس می دانند . گفته می شود که مردم محلی هنگام دچار شدن به تب و لرز مدتی بر روی اين تپه می خوابند و عقيده دارند كه تب آن ها قطع خواهد شد و بهبودی حاصل خواهند کرد.

روستاي قروه

روستاي قروه در فاصله شانزده كيلومتري شرق ابهر و در امتداد رودخانه ابهررود به طرف تاكستان قرار دارد. معماري سيويل و صخره‌اي اين روستا بسيار جالب و در خور توجه است. اكثر خانه‌هاي اين روستا روي صخره‌هايي بنا شده‌اند كه زيربناي روستا را تشكيل مي‌دهد. رودخانه ابهررود از ميان اين روستا عبور مي‌كند و اكثر خانه‌هاي قديمي در دو طرف رودخانه و مشرف به آن روي سنگ‌هاي بزرگ بنا شده‌اند. اين روستا از مناطق قديمي استان زنجان است و يكي از آثار ارزشمند دوران سلجوقي (قرن پنجم هـ‌.ق) به نام مسجد جامع قروه را در خود جاي داده است. اين مسجد به سبك چهار طاقي ساخته شده و گنبد زيباي آن به واسطة چهار فيل‌پوش بر روي اضلاع چهارگانه آن استوار گشته است. از ديگر آثار تاريخي روستاي قروه بناي امامزاده عبدالخير است كه در وسط يك تپه قبرستان تاريخي قرار گرفته است. اين قبرستان توسط باغ‌هاي انگور و ميوه محصور شده است.

روستاي سجاس

اين روستا كه هم اكنون به شهر تبديل شده از توابع شهرستان خدابنده است و در يك منطقة دشتي قرار دارد. رودخانة سجاس رود از ميان آن مي‌گذرد و داراي آب و هواي سرد و خشك است. آثار و بقاياي تاريخي موجود در اين منطقه بيانگر عظمت آن در دوره‌هاي مختلف اسلامي است. از جمله آثار ديدني و برجسته روستاي سجاس مي‌توان به مسجد جامع سجاس متعلق به دورة سلجوقي اشاره كرد كه تزيينات گچبري آن با گچبري‌هاي مساجد جامع اصفهان، قزوين و قروه قابل مقايسه است.

روستاي وير

روستاي وير از توابع سلطانية ابهر است و در يك منطقة كوهپايه‌اي قرار دارد. اين روستا يكي از محوطه‌هاي تاريخي بسيار جالب و ديدني به نام معبد صخره‌اي داش كسن را در خود جاي داده است.

روستاي خويين

روستاي خويين از توابع شهرستان ايجرود، در سه كيلومتري ضلع غربي جاده زنجان ـ بيجار در دره‌اي سرسبز و مشجر قرار دارد. اين روستا در ارتفاع 760 متري از سطح دريا قرار دارد و داراي آب و هواي كوهستاني است. اين روستا داراي آثار تاريخي متعددي شامل اتلال، برج يا ميل راهنما (براي مسافران و كاروان‌ها)، آسياب‌هاي آبي، بازار قديمي، گرمابه، مساجد، گورستان قديمي و پناهگاه زيرزميني موسوم به «دژمنده» است.



نگاره‌هاي سنگي وير (داش كسن)

معبد صخره‌اي داش كسن ـ به معناي سنگ تراشيده يا بريده سنگ ـ در جنوب شرقي روستاي «وير» در سينه‌كش ارتفاعات محلي سلطانيه قرار دارد. در اين معبد علاوه بر استفاده از فن‌آوري پيش‌رفته زمان كه پيامد رشد و تكامل فن سنگ‌تراشي با ابزار فلزي است، انتخاب مناسب‌ترين نقطه نسبت به نقاط همجوار، نمودار توجه و آشنايي كامل سازندگان آن با دانش زمين‌شناسي و معدن‌شناسي است. به نظر مي‌آيد هنرمندان خلاق معبد صخره‌اي، در خلق حجاري‌ها و كنده‌كاري‌هاي زيبا كه در غرب و شرق اين نيايشگاه گسترده شده است، علاوه بر مهارت در شيوه سنگ‌تراشي، از پاره‌اي اصول پيكرتراشي نيز الهام گرفته‌اند. ظهور و پيدايش اين معبد صخره‌اي را مي‌توان با توجه به شكل معماري چليپايي آن و وجود فضاهايي مانند مهرابه‌هاي مهرپرستان، متعلق به سده‌هاي اول و دوم ميلادي دانست. هر جند شيوة پرداخت نقوش آن متأثر از اوضاع اجتماعي ايران در سدة هشتم هـ .ق است. نقوش حجاري شده اژدها، طرح‌هاي گياهي، رديفي از بن‌نگاره‌ها بر روي گلدان‌هايي در دو سوي طاق هلالي ـ در دهه‌ها و سده‌هاي بعد اين شيوه تزييني را بر گرداگرد ايوان‌هاي مساجد مي‌بينيم. همراه با محرابي‌هايي با تزيينات مقرنسي، آميزه‌اي از هنر ايران و چين را با مفهوم و محتوايي ديگر به نمايش گذاشته است. اژدها در هنر و انديشه ايراني نماد ظلم، ستم و پليدي است و با نفوذ قوم فاتح هم‌چون محافظ هميشه بيدار كه نشان از ارزاني، خير، بركت، دولت و سلطنت دارد، در هنر ايران جاي مي‌گيرد.
آب انبارهاي شهر زنجان از نظر معماري و نقشه به طور يكسان شامل يك الي دو فضاي مخصوص جمع شدن آب است. ته نشست گل ولاي در فضاي نخستين انجام مي‌گرفت و مخزن دوم، آب نسبتاً صاف و زلالي را در خود جاري مي‌ساخت. فضاي سوم كه محل برداشت آب بود، داراي يك پلة نسبتاً طويل بود و عموماً «قرخ اياق» (چهل پله‌) ناميده مي‌شد. اين آب انبارها با عناصري نظير لاشه سنگ، آجر و ملات ساروج با استحكام هر چه بيشتر ساخته شده‌اند. فلكة خروجي آب به لحاظ عبور آب صاف شده، عموماً اندكي بالاتر از كف آب انبار تعبيه شده و غالباً داراي فاضلاب جهت لايروبي گل و لاي است. اين آب انبارها تا قبل از لوله‌كشي مورد استفاده اهالي شهر بوده است. شكل مخزن آب انبارها علي‌رغم مناطق كويري كه عمدتاً به صورت دايره‌اي است، به شكل چهارگوش مربع يا مستطيل است. پوشش سقف آن‌ها معمولاً با طاق آهنگ و طاق و تويزه صورت گرفته است. در همة آب انبارها مخزن همواره مجاور پاشير به چشم مي‌خورد. اكثر آب انبارها در اين منطقه به صورت بسيار ساده احداث شده است و فقط در سردرهاي به جاي مانده، حركاتي با آجر به شكل قوس در نما ديده مي‌شود. در اجراي اين بناها از روش قرقي يا ريخته‌اي استفاده شده و حجم جزرها و اندام‌ها قبل از خاك‌برداري كلي برداشته شده و سپس با شفته آهك پر شده است و اين كار به استحكام و دوام آن افزوده است. از خصوصيات قابل توجه ديگر مي‌توان احداث اين بناها را در مجاور مسجد محله كه بيشتر مردم به آساني به آن دسترسي داشتند، نام برد. در حال حاضر آب انبارهاي قابل دسترسي عبارتند از: آب انبار حاجي ميربهاءالدين واقع در خيابان امام، طبقه زيرين مسجد ميربهاءالدين، آب انبار مسجد يري پايين واقع در خيابان سعدي جنوبي، جنب مسجدي يري پايين، آب انبار مسجد يري بالا واقع در محلة يري بالا در محدودة مسجد، آب انبار رختشوي‌خانه واقع در ضلع شمالي بناي تاريخي رختشوي‌خانه، آب انبار حاجي لطف‌الله واقع در طبقة زيرين مسجد شيخ‌ علي در بازار پايين، آب انبار عباس‌قلي خان واقع در خيابان سعدي وسط، جنب مسجد عباس‌قلي خان، آب انبار حاجي مجيد در خيابان سعدي وسط، رو به روي مسجد عباس‌قلي خان و آب انبار سقالر واقع در مجلة سقالر در خيابان فرودسي، جنب مسجد سقالر.

آب انبار رختشوي‌خانه

در محلة عباس‌قلي خان و فضايي موسوم به بابا جامال چوقوري «گودال بابا جمال» بناي عظيمي با عملكرد دو گانه قرار دارد. قسمت اصلي آن رختشوي‌خانه (محل شستشوي لباس) و قسمت دوم آن آب انبار شهر بوده است. آب انبار اين رختشوي‌خانه در سال 1307 ش توسط مرحوم علي اكبر توفيقي (رئيس بلدية شهر) ساخته شد. معمار اين مجموعه برادران اكبر بنا و استاد اسماعيل بودند كه مدت پانزده ماه به ساخت اين مجموعه اشتغال داشتند. آب مجموعة رختشوي‌خانه توسط قناب حاجي ميربهاءالدين تامين مي‌شد. اجراي مخزن به روش قرقي و آب‌بندي آن با ملات ساروج تا ارتفاع دو متر در ديواره‌ها و كف انجام شده است. در منتهي‌اليه طاق‌ها و ديوار سمت جنوبي، پنجره‌اي به منظور تبادل هوا ايجاد شده كه در نوع خود قابل توجه است. مخزن آب انبار در بازسازي‌هاي اخير اين مجموعه، به نمايشگاه تغيير كاربري داده است.

آب انبار حاجي ميربهاء الدين

اين آب انبار در محدودة ضلع شمالي محله بازار و در زير مسجد حاجي ميربهاء الدين قرار دارد. نام اين آب انبار از باني آن گرفته شده است. ايشان يكي از تجار دورة ناصرالدين شاه قاجار بود و بناها و آثار متعددي مانند پل ميربهاء الدين در رودخانه قزل اوزن، قنات ميربهاء الدين ، حمام و ... از وي به يادگار مانده است. حدود يك چهارم مجموعة آب انبار و مسجد حاجي مير بهاءالدين در جريان احداث خيابان امام تخريب شده است. اين آب انبار از قناتي كه سازندة آن ايجاد نمود، از سمت شمال تأمين مي‌شد. روش اجراي آن به روش ريخته‌اي (قرقي) بود و حجم جرزها قبل از خاك‌برداري عمومي برداشته و شفته آهك ريخته شده است. سقف اين فضا با استفاده از طاق و تويزه‌ها مسقف شده است. كف و ديوارها به جهت آب‌بندي تا ارتفاع دو متر با ملات ساروج اندود شده است.

آب انبار مسجد يري پايين

اين آب انبار در فضاي مجاور اين مسجد و در منتهي‌اليه سمت جنوب شرقي شهر قديم (داخل قلعه) قرار دارد. اين آب انبار به شكل مستطيل و در فضايي به مساحت حدود بيست و چهار متر مربع ساخته شده است. تاريخ احداث اين آب انبار مشخص نيست، اما هم‌جواري آن با مسجد و شباهت معماري اين دو عنصر، بازگو كننده هم‌زماني اين دو بنا است. به استناد كتيبه مسجد، احداث مسجد يري پايين در سال 1300 ش صورت گرفته است. آب اين آب انبار به وسيلة جوي‌هاي سطح الارضي و با استفاده از آب قنات «قيز قيد» تأمين مي‌شد. مصالح به كار رفته در اين بنا آجر و ملات ماسه آهك است و سقف آن با قوس خوزي (رومي) مسقف شده است. اين آب انبار در سال‌هاي اخير به عنوان موتورخانه در اختيار مسجد قرار داده شده است.

آب انبار مسجد يري بالا

اين آب انبار در جنب مسجد و محله‌اي موسوم به همين نام قرار دارد. آب انبار و حجرات مسجد به صورت مجموعه‌اي احداث شده‌اند. با توجه به معماري آب انبار و هم‌زماني احداث آن با مسجد چنين استنباط مي‌شود كه اين آب انبار حدود سال 1285 ش ساخته شده و باني آن شخصي به نام «آقا شيخ حسين جوقيني» بوده است كه با همكاري و همياري اهل محل اقدام به ساخت اين بنا كرد. آب اين آب انبار از قنات قيز قيد تأمين مي‌شد و از طريق جو‌ي‌هاي سطح الارضي، پس از گذشتن از محله‌هاي «داوود قلي» و «عباس‌قلي خان» اين آب انبار را پر مي‌كرد. با توجه به ارتفاع دو متري ساروج، مي‌توان گفت گنجايش مخزن اين آب انبار حدود 186 متر مكعب است.

آب انبار حاجي لطف الله

اين آب انبار در منتهي‌اليه غربي محله بازار و در جنب مسجد شيخ علي قرار دارد. به استناد كتيبة موجود در اين محل، احداث بنا به همت مرحوم حاجي لطف الله نامي اتفاق افتاده و تاريخ آن متعلق به سال 1315 هـ .ق است. كتيبة آب انبار به خط نستعليق به اين مضمون بر روي سنگ حك شده است: «مرحوم حاجي لطف الله به تاريخ 1315 هـ .ق» آب اين آب انبار از طريق قنات «حاجي يوسف» تأمين مي‌شد. مخزن اين آب انبار هم به روش ريخته‌اي اجرا شده و آب‌بندي آن با ملات ساروج است.

آب انبار عباس‌قلي خان

اين آب انبار دركنار مسجدي به همين نام قرار دارد. در كتيبة موجود در مدخل آب انبار آمده است: ” باني اين آب انبار في سبيل‌الله جناب آقا ميرزا حسن خان و جناب ابراهيم خان سالار در احسان والد مرحوم حاجي ميرزا يحيي و برادرشان حاجي حسين خان مرحوم في غرة رمضان 1331 هـ .ق. آب اين آب انبار با جوي‌هاي سطح الارضي از آب قنات «حاجي ميربهاء الدين» تأمين مي‌شد. ورودي آب به مخزن از سمت غربي و برداشت آن از سمت شرقي است. سر در پاشير اندكي از كوچه عقب‌تر و قوس خوزي زينت بخش آن است.

مرد نمكي زنجان

در زمستان سال 1372 ش، معدن‌كاران نمك به هنگام خاك‌برداري و استخراج نمك از معدن زير تپه‌هاي مشرف به رودخانه مهرآباد در يك كيلومتري جنوب روستاي «حمزه لو»، با نيم‌ تنه يك جسد با ريش و موي بلند مواجه مي‌شوند. پس از مطلع شدن ميراث فرهنگي استان زنجان كاوش منطقه از تاريخ ششم بهمن ماه همان سال آغاز و منجر به كشف يك ساق پا درون چكمه چرمي، سه قبضه چاقو، شلوارك، شئيء نقره‌اي به نام گوش پاك كن، قلاب سنگ، تكه‌هاي طناب چرمي، سنگ ساب، گردو، تكه‌هاي سفال و چند تكه پارچه منقوش و خرده‌هاي استخوان شد. بررسي باستان‌شناسي معدن نشان داد كه اين محل در دوران باستان مورد استفاده و استخراج قرار داشته و تونل‌هاي متعددي در داخل آن كنده شده است. يكي از اين تونل‌هاي نمك كه حدود چهل و پنج متر طول داشت، از سمت جنوب غربي به طرف شمال شرقي حفر شده و دهانة آن به طرف داخل كم‌تر شده بود. احتمالاً در اواسط همين تونل جسد مكشوفه مدفون بوده است. بررسي‌هاي اوليه باستان‌شناسي و مقايسه‌هاي تطبيقي بين آرايش مو و پوشش در دوران‌هاي مختلف تاريخ، جسد مكشوفه «مرد نمكي» را به قرن هشتم ق.م و اقوام سكايي نسبت مي‌داد. اما پس از بررسي‌هاي دقيق و انجام ساليابي كربن 14 روي نمونه‌هاي مختلف استخوان و پارچه قدمت اين مجموعه 1700 سال پيش تعيين شد. مشخصات ظاهري يعني نوع پوشش و وجود گوشوارة طلا در گوش سمت چپ و ابزار همراه مرد نمكي، او را يك فرد عادي يا يك كارگر معدن معرفي نمي‌كند. داشتن موهاي بلند و مجعد، آويختن گوشواره، داشتن ريش‌هاي بلند كه گاه با جواهرات تزيين مي‌شد، از خصوصيات مردهاي دورة ساساني است. يك نوع از كفش‌هاي اين دوره نيز موزه يا چكمه‌هاي مخصوص سواركاري كه ساق آن‌ها در قسمت بالا بزرگ‌تر مي‌شد، است. با چشم‌پوشي از جزييات و تفاوت‌هاي كم اهميت، مشخصات فوق با مرد نمكي مطابقت دارد. نظر به اهميت ويژه اين كشف كه توجه جهانيان را به اين امر معطوف داشت و به لحاظ حفظ اين مجموعه ارزشمند در فضايي مناسب و انجام مطالعات و بررسي‌هاي لازم، در حال حاضر اين مجموعه در موزه ايران باستان نگهداري مي‌شود و روزانه مورد بازديد علاقمندان كثيري است.

موزه تاريخي طبيعي

موزه تاريخ طبيعي استان زنجان در سال 1373 ش به همت سازمان حفاظت محيط زيست و به منظور حفظ ميراث طبيعي از جمله گياهان و جانواران در زميني به مساحت دو هزار متر مربع با زيربناي هشتصد متر مربع در پارك ارم واقع در اول جاده زنجان ـ تبريز احداث شد. موزه تاريخ طبيعي استان از جمله مكان‌هاي فرهنگي، اجتماعي و علمي است كه علاوه بر شناساندن هر چه بيشتر منابع طبيعي به اقشار مختلف جامعه، توانسته است در نگهداري ذخاير و اسناد علمي گياهي و جانوري و انتقال تجربيات بشري براي آيندگان نقش عمده‌اي را ايفا نمايد. اين موزه داراي دو طبقه است. طبقه اول كه قسمت اصلي موزه را تشكيل مي‌دهد، شامل يك تالار و اتاق‌هاي مجاور از جمله دفتر كار موزه، سرويس آشپزخانه، انباري و محل سرايداري (واقع در ضلع شمالي) است. نيم طبقه دوم نيز مخصوص نمايش است. در اين موزه انواع نمونه‌هاي گياهي، سنگ‌ها، سنگواره‌ها، انواع حيوانات تاكسيدرمي استان زنجان و برخي ديگر از نقاط كشور، در معرض ديد علاقمندان قرار دارند.

موزه شهدا

موزه شهداي زنجان به منظور تجليل از شهدا، حفظ آثار شهدا و ارزش‌هاي دفاع مقدس و انتقال آن با نسل‌هاي آينده، ترويج فرهنگ شهيد و شهادت و نهادينه كردن ارزش‌ها و آرمان‌ها در سال 1375 ش در منزل مرحوم علي ‌اكبر توفيقي (اولين شهردار زنجان) تأسيس شد. عمارت توفيقي در محله قديمي «غريبه» در محدوده داخلي حصار تاريخي شهر زنجان و در ضلع غربي خيابان خواجه نصير طوسي قرار دارد و امروزه از سه بخش تشكيل شده است: بيروني‌ترين قسمت اين بنا كه در گذشته اغلب جهت پذيرايي از مهمانان بود، توسط سازمان مسكن و شهر‌سازي زنجان خريداري و پس از مرمت و بازسازي به استانداري زنجان فروخته شد و استانداري نيز آن را به عنوان موزه شهدا به اداره كل بنياد شهيد استان هديه نموده است. يك سوم از اين بنا كه به بناي موزه متصل است، در مالكيت شخصي است و يك سوم ديگر نيز به طول كامل نوسازي شده است. معمار اين بنا «ابراهيم معمارزاده» بود. ساختمان موزه ‌داراي دو طبقه است. اتاق‌هاي طبقه همكف در زمستان و اتاق‌هاي طبقه اول در تابستان مورد استفاده قرار مي‌گرفته است. در حال حاضر طبقه همكف موزه، مخصوص نمايش وصيت‌نامه‌هاي شهدا، لباس‌ها، نامه‌هاي شخصي، تجهيزات، پيام‌ها، رهنمودها، آمار اطلاعات عمليات‌هايي كه نيروهاي زنجان در آن‌ها شركت داشتند و نيز آمار پدافندهاي كه نيروهاي زنجان دخالت داشتند، است و در طبقه اول نيز سالن كنفرانس سي نفره، بخش اداري و مخزن وسايل قرار دارد.

موزه كتابت ميرزايي

همزمان با روز جهاني موزه و بزرگداشت هفته ميراث فرهنگي در روز 27 ارديبهشت ماه سال 1381، مديريت ميراث فرهنگي استان زنجان طي يك حركت نمادين و تجليل از هنرمندان و پيشكسوتان هنر خوش‌نويسي اقدام به افتتاح موزه و محلي براي برپايي نمايشگاه خوش‌نويسي نمود. اين موزه در محل مقبره ميرزا ابوالقاسم مجتهد قرار دارد. در اين موزه آثار خوش‌نويسي مربوط به اساتيد پيشكسوت زنجاني آقايان «حسن نيك بين»، «حسين يوسفي» و «نقي رياحي» و ادوات و ابزار خوش‌نويسي شامل قلمدان، ليقه، مركب رضايي، قلم تراش، قط زن و غيره در معرض نمايش عموم قرار دارد.

موزه رختشوي‌خانه

اين موزه در بناي تاريخي رختشوي‌خانه قرار دارد. اين بنا به لحاظ قدمت و نوع ساخت و كاربري بي‌نظير آن در منطقه و به منظور حفاظت و انجام مرمت‌هاي لازم در سال 1371 ش از طرف شهرداري زنجان به سازمان ميراث فرهنگي واگذار شد و از آن به بعد تحت حفاظت قوانين ميراث فرهنگي قرار گرفت و هر ساله برنامه مرمتي در مورد آن اجرا ‌شد. در حال حاضر اين بنا به عنوان موزه‌ رختشوي‌خانه زنجان مورد بهره‌برداري قرار دارد. با توجه به نوع كاربري كه رختشوي‌خانه در گذشته داشت و به منظور معرفي هر چه بيشتر اين اثر تاريخي، برپايي موزة مردم‌شناسي در اين فضا مناسب به نظر مي‌رسيد. در اين راستا مديريت ميراث فرهنگي زنجان با هزينه مبلغي حدود شصت ميليون ريال اين بناي ارزشمند تاريخي را در 22 بهمن 1375 ش به عنوان موزه افتتاح و بهره‌برداري از آن را آغاز كرد. درحال حاضر تالار و شاه‌نشين اين موزه تعدادي از مجسمه‌ها را در حالت‌هاي مختلف شستشو به معرض نمايش مي‌گذارد. در ضمن در اين بنا به مناسبت‌هاي مختلف نمايشگاه‌هاي دوره‌اي ميراث فرهنگي برگزار مي‌شود.

معرفی جاذبه های طبیعی :


چشمه آب معدني وننق

اين چشمه در بيست و يك كيلومتري جاده زنجان‌ ـ ميانه، در دهكده «وُننق»، بر تپه‌اي با ارتفاع حدود دويست متر قرار دارد و راه آن از ميان كشتزارها و تپه‌هاي متعدد مي‌گذرد. چشمه دو مظهر دارد: مظهر اول حوضچه‌اي كم‌عمق با طول دو متر و عرض يك متر است كه آب آن از شمال‌غربي حوضچه خارج شده و در مجراي باريكي سرازير مي‌شود و آبدهي آن در حدود هفت متر در دقيقه است. مظهر دوم يك حوضچه مربع شكل در ابعاد 5/2 × 5/2 متر و عمق آن در حدود يك متر است و اطراف آن را لنگ‌چين كرده‌اند. قسمت اعظم آب در سمت جنوبي اين حوضچه از زمين خارج مي‌شود و در مجراي كوچكي سرازير مي‌شود و آبدهي آن در حدود ده ليتر در دقيقه است. آب جويبار تنگة بالايي چشمه سطحي است و از نظر شيميايي در رديف آب‌هاي بيكرنباته و سولفاته كلسيك منيزيم سرد و نسبتاً سنگين است.

چشمه‌هاي ديگر آب گرم و آب معدني استان زنجان عبارتند از:

چشمه آبگرم روستاي آركوين در بخش ايجرود جاده بيجار چشمه آبگرم روستاي ابدال در جنوب غربي جاده زنجان‌- تبريز چشمه آبگرم روستاي سرگاب درجنوب شرقي قيدار چشمه آبگرم روستاي ميانج و حلب در انگوران چشمه آبگرم روستاي الله بلاغي در نزديكي روستاي ماهان ، بخش طارم چشمه آبگرم روستاي ينگجه در بخش ماه‌نشان

آبشار شارشار

يكي از جاذبه‌هاي طبيعي و زيباي شهر زنجان آبشار شارشار است كه در جوار روستاي «تهم »، در شمال شرقي زنجان قرار دارد. اين آبشار در ايام بهار و تابستان مورد توجه بازديدكنندگان است و از تفرجگاه‌هاي مهم شهر زنجان به شمار مي رود.

دودكش جن

سطح زمين همواره تحت تأثير عوامل و عناصر آب و هوايي و جوي قرار دارد و اين امر باعث تغييرات فيزيكي و شيميايي و ايجاد ساختارهاي جديد در روي زمين مي‌شود. يكي از اين ساختارهاي ژئومورفولوژيكي (تأثيرات هوا زدگي) در اين منطقه، «دودكش‌هاي جن» است كه به علت قرار گرفتن يك لاية كنگلومرايي (جوش سنگ) با سيمان آهكي مقاوم بر روي لايه‌هاي رسي مارني و آبرفتي، مقاومت كم‌ در برابر فرسايش، شيب تند منطقه و فرسايش شديد رودخانه‌ها و آبراهه‌هاي منتهي به رودخانه قزل اوزن، شكل گرفته است. ستون‌هاي موسوم به دودكش جن مرتفع‌تر از سطوح مجاور است و به لحاظ شكل، ارتفاع و قطر بسيار متنوع است. در دامنه‌هاي منتهي به رودخانة قزل اوزن در منطقه ماهنشان، تعداد متنابهي دودكش جن وجود دارد كه شماري از آن‌ها به طور كامل و برخي به صورت ناقص شكل گرفته‌اند. بلندترين و شاخص‌ترين آن‌ها دودكش جن معروف ماهنشان در كنار جاده زنجان ـ ماهنشان، نرسيده به روستاي ايلي بلاغ است‌. وجود كنگلومرايي در رأس آن، تناوب لايه‌هاي رسي و ماسه سنگ‌هاي سست در بدنه و قسمت‌هاي زيرين آن به سهولت قابل مشاهده است. اين اثر تاريخي ـ طبيعي يكي از ديدني‌هاي جالب اين منطقه محسوب مي‌شود.



منطقه حفاظت شده انگوران

منطقه حفاظت شده انگوران با مساحت نزديك به صد و يازده هزار هكتار، از سال 1350 ش منطقه حفاظت شده اعلام شده است. اين منطقه در گذشته زيستگاه بيش از هزار قوچ، ميش، كل و بز بود، اما متأسفانه در سال‌هاي 1357 و 1358 ش، عده‌اي سودجو و فرصت طلب جانوران آن را به تاراج بردند. در حال حاضر با تدوين برنامه‌هاي احيايي و حفاظتي، تعداد جانوران وحشي آن تا حدود قابل توجهي افزايش يافته است. منطقه ... يكي ديگر از مناطق حفاظت شده استان زنجان مي‌باشد كه مي‌توان از آن ياد كرد.

منطقه حفاظت شده سرخ آباد

اين منطقه به مساحت يكصد هزار هكتار در سي كيلومتري شمال غرب زنجان، در بخش‌هاي طارم عليا و قره پشتلو قرار دارد و در سال 1375 ش در شوراي عالي حفاظت محيط زيست به تصويب رسيده است.

پناهگاه حيات وحش انگوران

اين پناهگاه به مساحت سي و پنج هزار هكتار در يكصد كيلومتري جنوب غرب زنجان، در حوزه شهرستان ماه نشان قرار دارد.

منطقه ممنوعه شكار خرمنه سر

اين منطقه ادامه منطقه حفاظت شده باشگل تاكستان است.

منطقه ممنوعه شكار جديد «خراسانلو»

اين منطقه به مساحت يكصد هزار هكتار در پانزده كيلومتري شمال شهر ابهر و خرمدره قرار دارد و از سال 1375 ش تحت حفاظت قرار گرفته است.

منطقه ممنوعه شكار قيدار

مجموع مساحت مناطق تحت حفاظت سازمان محيط زيست در استان زنجان به سيصد و شصت هزار هكتار مي‌رسد و اين رقم در مقايسه با استان‌هاي هم‌جوار نظير كردستان، آذربايجان شرقي و غربي، اردبيل، گيلان، همدان و استان‌هاي ديگر مانند هرمزگان، كهگيلويه و بوير احمد، ايلام، سيستان و بلوچستان، لرستان، كرمانشاه، كرمان، يزد مقام اول را كسب كرده است. در سه منطقه امن و ممنوعه التألیف به نام‌هاي «قره بوق» به مساحت سه هزار هكتار، «گرده تاج» به مساحت شش هزار هكتار و «بلقيس» به مساحت سه هزار هكتار در داخل منطقه حفاظت شده و پناهگاه حيات وحش انگوران به منظور حفظ ذخاير ژنتيكي گياهان مرتعي ايجاد شده و از هر گونه تجاوز و تخريب‌هاي انساني مصون مانده است. اين سه منطقه در تكثير و پرورش و زادآوري گونه قوچ و ميش وحشي ارمني نقش به سزايي دارند.

غار كتله خور

غار كتله خور در اصطلاح محلي معروف به كل هور خور يكي از زيباترين غارهاي جهان است و در يكصد و چهل كيلومتري جنوب غربي زنجان، در جنوب روستاي گرماب از توابع شهرستان خدابنده قرار دارد. دسترسي به اين غار از طريق دو جادة زنجان ـ سلطانيه و زنجان ـ بيجار ميسر است. نام اين غار برگرفته از يك واژه فارسي باستان و به معناي جايگاه خورشيد است. غار كتله خور در دامنة جنوبي كوه «ساقيزلو» كه بلندترين قلة آن در حدود دو هزار متر ارتفاع دارد، واقع شده است. بلندي اين كوه در منتهي‌اليه شرقي آن كاهش مي‌يابد و در دماغه باريك به هشتصد متر مي‌رسد. دهانة غار شش تا هشت متر بالاتر از رودخانه قرار دارد. دهانة غار ابتدا به شكل طاق مثلثي و كوچكي بود كه در عمليات بعدي حاشيه‌هاي آن را تراشيده و در فلزي بلندي به ارتفاع 5/1 متر بر روي آن قرار داده‌اند. زيبايي اين غار بيشتر به علت بافت‌هاي كلسيتي از جمله استالاكتيت‌ها و استالاگميت‌هاي موجود در آن است كه بيشتر دركنار ديوارها، دهليزها و گذرگاه‌هاي آن ديده مي‌شوند. در تمام دهليزها و گذرگاه‌هاي اين غار قنديل‌هاي مخروطي رنگارنگ معلق از سقف و بلورهاي شيشه‌اي بسيار شفاف مشاهده مي‌شود. در گذرگاه‌هاي كم ارتفاع و تونل‌هاي فرعي بن بست كه راه به جايي ندارند، بلورهايي به شكل‌هاي گوناگون از كربنات‌هاي دانه‌اي ريز و سوزني، سقف و ديوارها را پوشانده‌اند و به طور پراكنده، در كف غار نيز ديده مي‌شوند. در گذرگاه‌هاي بزرگ نيز ريزش مداوم آب، شكل‌هاي بسيار زيبايي از توده‌هاي كلسيتي گل كلمي در رنگ‌هاي گوناگون پديد آورده است. در انتهاي يكي از دالان‌هاي طبقة اول، دهليز بزرگي ديده مي‌شود كه «تولكي اولن» يا «روباه كش» نام دارد. اين حيوان پاهايي بلند و دمي دراز و سري بزرگ دارد. اين غار به لحاظ تنوع پديده‌هاي شگفت اعماق زمين، از منحصر به فرد‌ترين غارهاي ايران است و در طبقات گسترده شده است و در صورتي كه هفت طبقه داشته باشد، متعلق به دوران دوم زمين‌شناسي است. عمر اين غار در آخرين بررسي‌ هفتاد ميليون سال تخمين زده شده است.

غار گُلجيك

اين غار در سي وپنج كيلومتري جنوب غربي شهرستان زنجان، در ارتفاعات مشرف به روستاي «حاج ارش» از توابع شهرستان زنجان قرار دارد و در حال حاضر راه سواره رو ندارد. اين غار عظيم كه به طور طبيعي از فرسايش سنگ‌هاي آهكي موجود در آن پديد آمده است، با داشتن آب و هواي مناسب، پناهگاه و مسكن انسان‌هاي دوران پيش از تاريخ بوده است. ابعاد اين غار 100*700 متر و ارتفاع تقريبي آن پنجاه متر است. درون غار آثاري از زندگي انسان‌هاي دورة «آشولين» تا «بردوستين» متعلق به شانزده تا سي هزار سال ق.م كشف شده است. اين آثار شامل ابزار، ادوات، تيغه‌هاي سنگي و استخوان حيوانات شكاري است. آن‌چه بيشتر از همه درخور بررسي و اهميت است، آثار معماري درون غار است كه نشان از محصور نمودن فضاهاي زيستي و تعيين حريم‌ها دارد و تعيين حدود مالكيت را در آن دوره نشان مي‌دهد.

غار خرمنه سر

غارخرمنه سر در روستاي «شاه نشين»، در بلنداي كوه خرمنه سر كه هزار و ششصد متر ارتفاع دارد، قرار دارد و به غار«‎ شانشين» نيز معروف است. سنگ‌هاي خارا و سنگ‌هاي سفيد آهكي به صورت ستون‌هاي استالاكتيت و آويزه‌هاي استالاگميت مانند چلچراغ‌هاي زيبا از سقف اين غار آويزان است و زيبايي خاصي به آن بخشيده است. در اين غار چاه‌هاي بسيار و دره‌هاي خطرناك و لغزنده‌اي وجود دارد و براي بازديد از آن حتماً بايد از وسايل غارنوردي و كوهنوردي بهره گرفت. با توجه به فضاهاي تالار مانند دهليزهاي زيبا و دخمه‌ها، اين غار احتمالاً از زيستگاه‌هاي انسان‌هاي نخستين بوده است. براي رسيدن به دهانة اين غار ابتدا بايد از بستر رودخانه‌اي كه از كوه‌هاي شمالي شانشين سرچشمه مي‌گيرد، گذشت و از ميان درختان سر سبز زيتون و انجير عبور كرد و به سوي ارتفاعات شمالي پيش رفت. در نزديكي قله كوه خرمنه سر، دهانة مشبك و پنجره مانند وسيع غار ديده مي‌شود. اين دهانه ربطي به غار اصلي ندارد. بالاي در غار حفرة بزرگ و تنور مانندي شبيه اتاق ـدر ميان حفره‌هاي كوچك احاطه شده است. بالا رفتن از ميان سنگ‌ها نياز به دقت و مهارت لازم دارد. درون اين اتاق‌ها، آثاري از زندگي انسان شامل ظرف‌هاي سفالي شكسته و پيه‌سوزهاي قديمي شكسته ديده مي‌شود. در حفره‌هاي اطراف خفاش‌ها و شب پره‌هاي بسياري لانه كرده‌اند. با ادامة راه‌پيمايي يك فضاي نسبتاً وسيع و سپس بركة آب صاف و زلالي پديدار مي‌شود. در فاصلة پنجاه متري اين غار، سوراخي شبيه به دهانة چاه وجود دارد كه براي ورود به آن بايد به حالت خزيده و درازكش حركت كرد. به محض ورود به اين حفرة پر رمز و راز، زيبايي ديدني و پر از شگفتي در برابر چشمان حيرت زدة ديداركننده پديدار مي‌شود. پس از آن دهانة چاه بزرگ ديگري ديده مي شود كه انتهاي آن مشخص نيست و پيمودن آن نياز به مهارت ويژه دارد. بعد از خروج از اين چاه، دخمه‌اي قرار دارد. سپس تالار بزرگ به ابعاد 80*80 متر با سقفي بسيار بلند كه در زير كوه سر به فلك كشيده است، ديده مي‌شود. در كنار پايانة غار شعبة عميق و طولاني ديگري دهان مي‌گشايد. كف و سقف اين دهليز شباهت بسيار به بناي بازار‌هاي قديمي دارد و در چند نقطة آن در فاصله‌هاي بيست تا سي متري طاقچه‌هاي كوچكي با دست كنده شده است. در كف دهليز چاهي عميق و ظلماني دهان باز كرده است و به انتهاي دهليز منتهي مي شود. براي رسيدن به اين نقطه از غار بايد حداقل شش ساعت تلاش و راهپيمايي كرداست تا بتوان آخرين شاخة غار را كه محوطه‌اي وسيع و مملو از سنگ‌هاي معلق و بزرگ است. بر اساس مطالعات و بررسي‌هاي اوليه، اين غار در دو دوره، زيستگاه انسان بوده است در دورة نخست مردمان پيش از تاريخ و در دورة دوم مردمان سدة چهارم هـ .ق اين تاريخ به بررسي سفالينه‌ها و وسايل زندگي آنان كه در اتاق‌ها و دهليزها به دست آمده‌اند، متكي است. اين غار قديمي و تاريخي با قلعة شميران يا سميران كه امروزه به نام مجموعة تاريخي قاسم آباد معروف است و در ساحل راست رودخانة قزل اوزن قرار دارد، مرتبط است و به نظر مي رسد سركردگان حكومت كنگريان از اين غار به عنوان پناهگاهي امن در مقابله با فشارهاي سياسي حكومت بغداد استفاده مي‌كرده‌اند. از اين غار فقط كوهنوردان حرفه‌اي مي‌توانند ديدن كنند.

سد كرسف

سد كرسف يا سد «امير» در غرب روستاي كرسف از توابع شهرستان خدابنده قرار دارد. تاريخ ساخت اين سد مشخص نيست، اما مشرف به آن بقاياي شكارگاه «امير جهانشاه خان افشار»، سركرده ايل افشار در اواسط دوره قاجار در ناحيه خمسه بر جاي مانده است. سد كرسف از نوع سدهاي وزني و سنگي است و با ارتفاع پانزده متر داراي ظرفيت حدود پنج ميليون متر مكعب آب براي مصارف كشاورزي است.

يخچال

در فاصله سيصد و پنجاه متري شمال غرب پل حاج سلمان (سيد محمد)، تپه‌اي در ميان باغ‌ها خودنمايي مي‌كند. در زير اين تپه مجموعه‌اي شامل چهار تالار طويل و عميق وجود دارد كه در زماني نه چندان دور، محل تأمين يخ مورد نياز اهالي زنجان بود. كاربري و نوع معماري اين بنا باعث شده تا اين اثر در سطح استان شاخص باشد. اين يخچال از دو قسمت، ‌حوضچه‌ها و تالارها تشكيل شده است. حوضچه‌ها در دو طرف شرق و غرب يخچال قرار دارند. وسعت حوضچه شرقي تقريباً يك و نيم برابر حوضچه غربي است. مساحت دقيق، شكل هندسي و نوع مصالح به كار رفته در حوضچه‌ها به دليل تغييرات و تخريب‌هايي كه به مرور زمان در آن‌ها ايجاد شده است، مشخص نيست. تالارهاي يخچال تقريباً بيست درصد تخريب شده‌اند و با اجراي عمليات مرمتي و استحكام‌ بخشي‌ قابل احيا هستند. تالار اول به طول 80/19 متر و عرض 40/7 متر داراي يك راه‌پله ورودي به تالار و دو روشنايي در ضلع شرقي است. ديوارهاي داخلي تا ارتفاع 20/4 متر از مصالح سنگ و ساروج ساخته شده‌اند و بعد از آن طاق آجري اجرا شده و ارتفاع بنا از داخل 40/7 متر است. اين تالار بر خلاف سه تالار ديگر بنا رو به شمال احداث شده و طول آن به طرف شرق است. تالار دوم در مجاورت ضلع شمالي تالار اول و عمود بر آن احداث شده و از دو قسمت ورودي و تالار تشكيل شده است. طول تالار 70/17 متر و ارتفاع آن از داخل 20/7 متر است. تالارهاي سوم و چهارم چسبيده به هم است. طول دو تالار 50/25 متر، عرض آن‌ها 90/13 متر و ارتفاع آن‌ها به ترتيب 30/7 و 20/7 متر است. راه‌پله ورودي در ضلع شرقي قرار دارد. مصالح به كار رفته در تالارها سنگ، ساروج و آجر است. كل مجموعه تالارها در زميني به طول 56/38 متر و عرض 70/32 متر احداث شده است. اين مجموعه در اوايل دوران پهلوي و در زمان مرحوم علي اكبر توفيقي ـ شهردار وقت زنجان ـ احداث شد.

آق زوج چای طارم

یک رود فصلی به طول 20 کیلومتر و شیب متوسط 11 درصد است که در روستای دستجرده از بخش چورزق در محدوده شهرستان طارم جاری است. رودخانه آب لار از دامنه جنوبی كوه فشم و دامنه باختری كوه چیلاوی در 66 كيلومتری شمال خاوری شهر زنجان سرچشمه می گيرد و ارتفاع سرچشمه آن 2500 متر است.

ابهر رود

مهم ترين رودخانه جاری در سرتاسر شهرستان ابهر و شریان حیاتی این منطقه است. اين رود شاخه ‌ای از رودخانه شور فشاپويه بوده و در شهرستان‌های ابهر، تاكستان، قزوين، كرج، تهران و قم جريان دارد و از دو شاخه فصلی و دایمی تشکیل شده است. سرچشمه شاخه فصلی آن از كوه سرآهند در حوالی گردنه الله اكبر سلطانيه است. شاخه دایمی آن به نام كينه ورس نيز از كوه های رستم، سالارداغی و سندان سرچشمه می گيرد. اين شاخه از شعبات متعددی تشكيل شده و با جهت شمال باختری به جنوب خاوری در نزديكی ابهر به شاخه فصلی می پيوندد و با نام ابهررود جريان می يابد.

چمل گین

یک رود دایمی به طول 20 کیلومتر و شیب متوسط 4/9 درصد است که دارای مسیر جنوب باختری بوده و در محدوده شهرستان طارم جریان دارد. این رودخانه از کوه ولان در 16 کیلومتری باختر شمالی ماسوله سرچشمه می گیرد و تا محدوده شهرستان طارم ادامه پیدا می کند. ارتفاع سرچشمه رودخانه چمل گیر 2350 متر و ارتفاع ریزشگاه آن 480 متر است.

خررود

ازبلندی های خدابنده سرچشمه می گیرد و پس از گذشتن از زمین های محمودآباد و نورآباد به رود آوج می پیوندد.

سجاس رود

یک رودخانه فصلی به طول 60 کیلومتر است که در دهستان سجاس رود از بخش سجاس رود شهرستان خدابنده جريان دارد. این رودخانه از دامنه های جنوبی کوه آق داغ در 28 کیلومتری شمال خاوری خدابنده سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن1900 متر است.

رود خانه شور سهرورد

یک رودخانه فصلی به طول تقریبی 45 کیلومتر و شیب متوسط 3/1 درصد است که در دهستان های حومه و سهرورد از بخش مرکزی شهرستان خدابنده جریان دارد. این رودخانه از دامنه شمالی ارتفاعات خاوری روستای حسام آباد در 25 کیلومتری جنوب قیدار سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2050 متراست.

رود شور همدان خدابنده

یک رود فصلی به طول 120 کیلومتر و شیب متوسط 7/0 درصد است که در دهستان مهربان (شهرستان همدان) و دهستان گرماب از بخش افشار (شهرستان خدابنده) جريان دارد. این رودخانه از دامنه باختری كوه های سيد مزار و سوباشی در شش كيلومتری جنوب خاوری گل‌ تپه و در 52 كيلومتری شمال باختری همدان سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2300 متر است.

رودخانه اقبلاغ چای خدابنده

یک رود فصلی به درازای 17 کیلومتر و شیب متوسط سه درصد است که در شهرستان خدابنده، در روستاهای شیوانات و گرماب از بخش افشار جريان دارد. رودخانه آقبلاغ چای از دامنه های شمالی کوه چنگ الماس در64 کیلومتری جنوب باختری شهرستان خدابنده سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2030 متر است.

رودخانه ايجرود

رودخانه ايجرود از با اهميت ترين رودخانه های اين منطقه است که در مسير عبوری آن آبادی ها و باغ های فراوانی به چشم می خورند و در فصل های بهار و تابستان، چشم اندازهای زيبايی را فراهم می آورند. این رودخانه از كوه های جنوب، سرچشمه می گيرد و پس از سيراب كردن روستاها و شهرهای مسير خود،‌ در نزديكی «ينگی كند جامع السرا» به قزل اوزن می پيوندند.

رودخانه بیزینه رود

یک رود فصلی به درازای 75 کیلومتر و شیب متوسط 3/1 درصد است که در محدوده شهرستان خدابنده جریان دارد. این رودخانه از دامنه های باختری کوه خرقان در60 کیلومتری جنوب خاوری خدابنده سرچشمه گرفته و در دهستان بزينه رود شهرستان خدابنده جريان می یابد. ارتفاع سرچشمه این رودخانه 2500 متر است.

رودخانه چسب ایجرود

چسب یک رودخانه‌فصلی به طول 32 کیلومتر و شیب متوسط دو درصد است که در شهرستان ایجرود جریان‌ دارد. این رودخانه از دامنه شمالی کوه های قراول و سريال در 58 كيلومتری ‌جنوب ‌زنجان‌سرچشمه ‌گرفته و رو به سوی باختر جريان پیدا می‌کند. ارتفاع سرچشمه این رودخانه 2100 متر است و پس از مشروب كردن روستاهای بسیار سرانجام به رودخانه قزل اوزن می ریزد.

رودخانه خویین ایجرود

یک رود دايمی و از جمله رودخانه های مهمی است که در شهرستان ايجرود جريان دارد. اين رودخانه به طول 30 كيلومتر و شیب متوسط 3/0 درصد از تلاقی رودخانه‌های اوزون دره و سُجاس رود در 48 كيلومتری جنوب باختری زنجان پديد می‌آيد و ارتفاع سرچشمه آن 1550 متر است.

رودخانه زنجان رود

یکی از مهم ترين رودخانه های استان است که در شهرستان های ابهر و زنجان جاری می باشد. این رودخانه دايمی که 142 کیلومتر طول داشته و ارتفاع سرچشمه آن 1780 متر است، از آبخيزهای دهستان سلطانيه در 38 کیلومتری خاور زنجان سرچشمه گرفته و دره پهناور زنجان رود را به سوی شمال باختری طی می کند. این رودخانه از جنوب شهر زنجان عبور می کند و پس از مشروب كردن روستاهای مشک آباد، نیماور، بناب، دیزج، خانه بران و سالیان از جنوب شهر زنجان گذشته و به موازات راه اتومبیل رو و راه آهن زنجان - میانه به سوی شمال باختری به جریان خود ادامه می دهد. در این مسیر روستاهای کوشکان والارود، خرم پی و برخی روستاهای دیگر را سيراب كرده و در نهایت به روستای سرچم پایين می رسد. در اين روستا به سوی باختر تغییر مسير داده و پس از سیراب كردن روستاهای چوروک، الوارلو، گوگلان و رجین در سه کیلومتری باختر روستای رجین به قزل اوزن می ريزد. ارتفاع ریزشگاه این رودخانه 1100 متر، شیب متوسط آن 5/0 درصد و حوزه آن دریای خزر است.

ودخانه شور چای خدابنده

یک رودخانه فصلی به درازای حدود 35 کیلومتر و شیب متوسط 9/1 درصد است که در محدوده شهرستان خدابنده جریان دارد. این رودخانه از دامنه جنوبی و باختری کوه سیاه در 27 کیلومتری شمال خاوری دهستان گرماب از بخش افشار و 26 کیلومتری جنوب باختری قیدار سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2150 متر است.

رودخانه شور فشاپویه

یک رودخانه دایمی به طول تقریبی 420 کیلومتر، شیب متوسط 4/0 درصد و مسير كلی جنوب خاوری است که در استان های قم، تهران، مرکزی، قزوین، زنجان و شهرستان های قم، تهران، ساوه، كرج، قزوين و خدابنده جريان دارد. این رودخانه از دامنه باختری کوه قره داغ در30 کیلومتری شمال خاوری قیدار سرچشمه گرفته و با نام خررود از دهستان سجاس رود عبور می کند.

رودخانه قره قوش ایجرود

رودخانه قره قوش ایجرود كه یک رود فصلی به درازای 40 كيلومتر و شيب متوسط 6/1 درصد است، در شهرستان ايجرود جريان دارد. این رودخانه از دامنه كوه های قيدار، كولتان و سريال در 59 كيلومتری جنوب زنجان سرچشمه می ‌گيرد و ارتفاع سرچشمه آن 2100 متر است. مسير كلی رودخانه قره قوش باختری می باشد اين رودخانه در طول راه روستاهای چپقلو ، عباسلو ، ابراهيم آباد و يارمجه را سيراب می كند و در يک كيلومتری باختر روستای يارمجه به قزل‌اوزن که ارتفاع ريزشگاه آن نیز 1450 متر است، می ريزد.

رودخانه قزل اوزن

رودخانه قزل اوزن علاوه بر اهمیت اقتصادی بالایی که دارد به دلیل پرآبی، زیبایی و طولانی بودن مسیر خود یکی از مهم ترين روخانه های زنجان است كه در زمینه جاذبه های گردشگری نیز اهمیت زیادی دارد. سفيدرود یا قزل اوزن یکی از مهم ترین، بزرگ ترین و مشهورترین رودخانه های ایران و يک رود دایمی به درازای 765 کیلومتر و شیب متوسط 3/0 درصد است که از آبخيزهای 30 كيلومتری شمال باختری سنندج، دهستان مارال (استان کردستان) سرچشمه می گیرد.

رودخانه لارطام

یک رود فصلی به طول 20 کیلومتر و شیب متوسط 11 درصد است که در روستای دستجرده از بخش چورزق در محدوده شهرستان طارم جاری است. رودخانه آب لار از دامنه جنوبی كوه فشم و دامنه باختری كوه چیلاوی در 66 كيلومتری شمال خاوری شهر زنجان سرچشمه می گيرد و ارتفاع سرچشمه آن 2500 متر است.

سیاوه رود

یک رود دایمی به طول 25 کیلومتر و شیب متوسط 5/7 درصد است که در روستای درام در محدوده شهرستان طارم جریان دارد. این رودخانه از کوه شاه معلم در شش کیلومتری شمال باختری ماسوله سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2350 متر است.

فلات رود

یک رودخانه فصلی به درازای 33 كيلومتر و شیب متوسط شش درصد است که در محدوده شهرستان طارم جریان دارد. این رودخانه از دامنه شمالی كوه های اقليد و بنارود در 17 كيلومتری شمال خاوری زنجان سرچشمه گرفته و رو به شمال سرازير می شود. ارتفاع سرچشمه اين رودخانه 2400 متر است.
زنجان يک استان كوهستانى است كه مطالعه ارتفاعات متعدد آن اطلاعات زیادی به دست می دهد. شهرها و روستاهاى این استان؛ در دامنه ها و دشت هاى بين رشته كوه ها قرار گرفته اند و اغلب با آب هایی که از این کوه ها جاری می شوند، آباد شده اند. رشته كوه هاى محدوده استان زنجان از نظر زمان پيدايش به دوران سوم زمين شناسى منسوب مى شوند كه فرسايش دوران چهارم سبب تغيير چهره آن ها شده است. جهت و امتداد عمومى كوه هاى استان، شمال باخترى، جنوب خاوری و در بعضى نقاط خاوری، باختری است. اين استان به طور متوسط حدود 1500 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. پست ترين نقطه داخل آن با ارتفاع 300 متر در منطقه طارم و بلندترين قله آن با ارتفاع بيش از 3000 متر در كوه هاى تخت سليمان در ارتفاعات شهرستان ماه نشان واقع شده است. حدود60 درصد از ارتفاعات منطقه در شهرستان زنجان، طارم و ماه نشان قرارگرفته اند و برخى از ارتفاعات مهم نيز در شهرستان هاى ابهر و خرم دره واقع شده اند. ارتفاعات بيش از 3000 متری منطقه در باخترى ترين بخش استان (شهرستان ماه نشان) قرار گرفته است. قيز قالاسى با ارتفاع 3214 متر در بخش انگوران شهرستان ماه نشان واقع شده و از بلند ترين قله هاى استان زنجان به شمار می آيد. بيش از 274 كوه در استان زنجان شناسايى شده اند كه قسمتى از اين ارتفاعات به طور سلسله وار دامنه های حاصلخيزی دارند. تركيب قرار گرفتن آن ها عبارتند از: رشته شمالى (رشته كوه هاى البرز) كه در قسمت شمال رودخانه قزل اوزن قرار گرفته و جهت خاوری، باختری دارد. كوه هاى مهم آن از خاور به باختر عبارتند از: كوه هاى طالقان، سيالان و الموت. مرتفع ترين نقطه اين رشته كوه تخت سليمان به ارتفاع 4400 متر است که دارای يخچال طبيعى نيز است. رشته ديگر موازى با رشته اول و در قسمت جنوبى رودخانه واقع شده و خط الراس آن حد طبيعى طارم، زنجان و ابهر را تشكيل می دهد. رشته سوم تقريباً موازى رشته دوم و در جنوب شهر زنجان كشيده شده كه خط الراس آن حد طبيعى قيدار با بخش حومه زنجان و ابهر محسوب مى شود. رشته چهارم تقريباً موازى با رشته سوم، بين دهستان هاى ايجرود، سجاس رود، قشلاقات و شهرها واقع شده و به كوه ققدار معروف است. رشته پنجم در قسمت باختری شهرستان زنجان و موازى با رودخانه قزل اوزن واقع شده و جهت آن از جنوب خاوری به شمال باختری كشيده شده است خط الراس آن حد طبيعى تكاب و همدان بوده و اين رشته بين زنجان و ميانه به قافلانكوه مشهور است.

قافلان كوه

قافلان كوه كوه جوانی است که در دوران سوم زمين شناسی به علت فشارهای زیر زمینی به وجود آمده است. اين كوه به علت واقع شدن در جنوب و جنوب خاوری ميانه و هم چنين جريان داشتن رود قزل اوزن در خاور آن دارای اهميت ويژه ای است. اين کوه با ارتفاع 1535 متر در محدوده شهرستان ميانه بخش مركزی، دهستان قافلان كوه باختری و در نه كيلومتری جنوب خاوری مركز شهرستان ميانه واقع شده است.

ابدال

اين كوه كه از كوه هاي بلند استان به شمار مي رود، در شمال روستاي خورجهان، از توابع دهستان انگوران واقع شده است و 3099 متر ارتفاع دارد. رودخانه هاي انگوران چاي، تخته يورد و دربند از اين كوه سرچشمه مي گيرند.

باباگيلدر

اين كوه با ارتفاع 2850 متر، در 95 كيلومتري جنوب غربي زنجان و در غرب روستاي حلب از توابع دهستان انگوران واقع شده و سرچشمۀ اصلي رود حلب است.

بلقيس

اين كوه در 12 كيلومتري روستاي ياستي قلعه، از توابع دهستان انگوران قرار گرفته است و 3332 متر ارتفاع دارد. اين كوه سرچشمه رودخانه هاي بالاجوجه و انگوران چاي، و بلندترين قله كوهستان قرخ بلاغ (چهل چشمه) است.

چال

اين كوه در قسمت شمال غربي روستاي خورجهان، از توابع دهستان انگوران واقع شده است و 3050 متر ارتفاع دارد. اين كوه سرچشمه رودخانه هاي انگوران چاي و تخته يورد است.

صندوق سندران

اين كوه با ارتفاع 3214 متر، در جنوب روستاي علم كندي، از توابع دهستان اورياد واقع شده است و سرچشمه رودخانه هاي انگوران چاي، قلعه چاي، تخته يورد و بالاجوجه است. اين كوه، از نظر ارتفاع، دومين قله مرتفع كوهستان قرخ بلاغ (چهل چشمه) محسوب مي شود.

قبله داغ

اين كوه با ارتفاع 3205 متر، در غرب روستاي زرين آباد از توابع دهستان اورياد واقع شده است و سرچشمه رود قلعه چاي است.

لعل كان

اين كوه با ارتفاع 3050 متر، در جنوب غربي روستاي ياستي قلعه، از توابع انگوران واقع شده است و سرچشمه رودخانه هاي كاكا، انگوران چاي و قره قيه است.

سایر کوه ها

كوه هاي يان بلاغ (2972 متر)، داغي (2861 متر)، سندان داغ (2850 متر)، آرگون (2924 متر)، جانقورتاران (2850 متر)، چال خاتـون (2993 متر)، چنوباشي (2950 متر) و سفيد (2933 متر) از دیگر کوه های موجود در استان زنجان می باشد.

آداب و رسوم :


پوشاك زنان

نوع لباس در شهرستان زنجان به ويژه پوشاك زنان در ضمن سادگي، بسيار زيبا و متنوع است.

سرپوش

براي سر معمولاً از سه نوع پوشش استفاده مي‌شود: ابتدا با پارچه‌اي به نام «پوشن»، روي سر و قوس پيشاني را محكم مي‌بندند، سپس به منظور محافظت از پوشن، «چنه‌آلتي» (زيرچانه) را به سر مي‌بندند. چندالتي از سكه‌هاي قلاب‌دار به هم پيوسته و منجوق‌هاي رنگارنگ تشكيل شده است و از زير چانه تا فرق سر پيچيده مي‌شود. پوشش سوم «ياشماق» (روسوي) است كه براي پوشش دهان، چانه و گردن استفاده مي‌شود.

چرقد

روسري به ابعاد 5/1 * 5/1 متر است و از پارچه‌ «گوزگوز» يا «حريال» (ابريشم) تهيه مي‌شود. اين سرپوش در روستاهاي آب بر و آستاگل «يايليق» و در روستاي ئيدي بلاغ «آق چرقد» ناميده مي‌شود. زنان جهت حجاب گوشه‌اي از روسري خود را جلوي دهان خود مي‌گيرند كه به آن «ياشماق» گويند.

قره يايليق

روسري به ابعاد 5/1*5/1 متر است و از پارچه‌هاي مختلف گل‌دار با زمينه‌ مشكي تهيه مي‌شود. اين روسري فقط مورد استفاده زنان روستاي آب بر است.

شال

روسري ابريشمي به ابعاد 70/1*50/1 متر است و زنان بالاي بيست و پنج سال آن را به دور سر خود مي‌بستند. اين سرپوش مورد استفاده زنان روستاهاي گنبد و كاروانسرا بود. با ذكر اين نكته كه در روستاي كاروانسرا اين سرپوش «پوشن» ناميده مي‌شود.

چادر شب

اين سرپوش را زنان با توجه به توان مالي خويش از پارچه‌هاي رنگي تهيه مي‌كنند. اين سرپوش در روستاي آب بر «چادير»، در روستاهاي گنبد و ئيدي بلاغ «چرشو»، در روستاي اورتا بلاغ «چرشاب»، در روستاي كاروانسرا «چرشاد»، در روستاي دلگي «چارشاب» و در ساير نقاط «چادر ناميده مي‌شود.

روبند

روبند اغلب در مسافرت‌ها و مراسم مورد استفاده قرار مي‌گرفت. روبند در ناحيه جلوي چشم باز و در قسمت پيشاني بند، پارچه‌هاي داشت و زنان مي‌توانستند آن را در پشت سر گره بزنند. روبند در روستاي كاروانسرا «اوربند» و در روستاي آب بر «آغ روبان» ناميده مي‌شود.

كله ياغي

روسري به ابعاد 5/1* 5/1 از جنس ابريشم است كه در روستاي اورتا بلاغ به هنگام بردن عروس به پيشاني او مي‌بندند.

بالاتنه

پوشش بالاتنه ابتدا «جليزقا» (جليقه) است كه آستين ندارد. نوع آستين‌دار اين پوشش «سل» نام دارد و مورد استفاده متمولين است. معمولاً زير جليزقا «گوينگ» مي‌پوشند. گوينگ اندكي از جليزقا بلند‌تر است و طرح‌هاي متنوع و رنگارنگ دارد. زير گوينگ پوششي به نام «تومان» مي‌پوشند كه دو نوع است: تومان بلند «شليته» نام دارد و معمولاً افراد چهل سال به بالا آن را مي‌پوشند. تومان كوتاه «قصا تومان» نام دارد و مورد استفاده جوانان است.

تن پوش

كوي نك

پيراهني آستين‌دار با دگمه‌هايي در سر دست و يقه‌اي گرد است. اين پيراهن متشكل از دو قسمت بالا تنه و پايين تنه است. نيم تنه اين پيراهن گشاد و طرفين آن از قسمت پايين داراي چاك است. براي تزيين لبه چاك‌ها دور آن را يراق و منجوق مي‌دوزند. بلندي پيراهن جوانان تا روي زانو و بلندي آن در لباس زنان مسن يك وجب بالاي مچ پا است.

تومام (تُنبان)

دامن چين‌دار گشادي است و دور تا دور لبه پاييني آن را براي تزيين يراق رنگي مي‌دوزند. تومان در ناحيه كمر با بند پشمي به نام «تومان باغي» محكم مي‌شود. اندازه تومان جوانان كوتاه‌تر از تومان پيرزنان است. تومان را اغلب از پارچه‌هاي حريال، ناصريه تهيه مي‌كنند.

پاچين

پيراهني متشكل از دو قسمت بالا تنه و پايين تنه است. بالا تنه ساده و پايين تنه گشاد و چين‌دار است و تا روي مچ پا مي‌رسد. پوشيدن اين پيراهن سابقاً در روستاي دلگي و گنبد معمول بود.

پسته

جليقه‌اي از پارچه مخملي است و براي تزيين دور يقه آن را يراق و سكه‌ مي‌دوزند. اگر چه اين جليقه از ناحيه جلو باز است، ولي با سه يا چهار دگمه بر روي هم محكم مي‌شود. اين جليقه در طرفين دو چاك به اندازه تقريبي چهار الي پنج سانتي‌متر دارد. هم‌چنين در قسمت جلوي آن دو جيب كوچك ديده مي‌شود. اين تن‌پوش در روستاي گنبد «جلتقا» و‌ در ساير نقاط «جليقا» ناميده مي‌شود.

يل

كتي آستين‌دار مانند كت‌هاي امروزي از جنس پارچه‌هاي ابريشمي در رنگ‌هاي يك‌دست سنگين است و جيبي در زير بغل براي نگهداري سكه و پول دارد. بلندي يل تا روي كمر مي‌رسد. دور يقه يل را براي تزيين سكه‌دوزي مي‌كردند.

ارخاليق

ارخاليق مانند يل است، با اين تفاوت كه بلندي آن كمي پايين‌تر از كمر مي‌رسد.

شلوار

شلوار معمولاً از پارچه تيره رنگ و ضخيم انتخاب مي‌شود. شلوار ديگري تحت عنوان «نيم ساق» وجود دارد، از اين شلوار در ميهماني‌ها و مسافرت‌ها استفاده مي‌شود. اين شلوار نوعي جوراب شلواري است و در قسمت پا به جوراب مجهز است.

پاپوش

در اين منطقه كفش را «اياخ قابي» ayaxqabi مي‌ناميدند و داراي انواع مختلف بود:

دوواندي مخملي dovandi maxmali

كفشي پاشنه‌دار، از جنس چرم و تقريباً‌ به شكل پوتين است. اين كفش در مراسم‌ها و مسافرت‌ها مورد استفاده قرار مي‌گرفت.

ابهر اياخ قابسي (كفش ابهري) bharayax.aqabsi

كفشي از جنس چرم با پاشنه بلند است و در شهر همدان ساخته مي‌شود.

شيب رو

نوع ديگري كفش‌ چرمي با پاشنه متوسط است و اغلب در مسافرت‌ها و مراسم مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين كفش اغلب مورد استفاده طبقات مرفه جامعه است.

كاليش

نوعي كفش پلاستيكي (رزيني) با پاشنه بسيار كوتاه است و هنوز هم مورد استفاده زنان روستايي قرار دارد.

چاروق

يكي ديگر از پاپوش‌هاي زنان شهري است و داراي زرق و برق و پاشنه است و توسط استادان اين فن در خود شهر زنجان به شكل دمپايي تهيه مي‌شود. كف چاروق از چرم دباغي شده است و رويه آن با نخ‌هاي گلابتون دوخته مي‌شود.

جوراب

پاپوشي از جنس پشم گوسفند است و در نقش‌هاي مختلف توسط خود زنان روستايي بافته مي‌شود.

زيورآلات

انواع زيورآلات زنان عبارتند ‌از: انگشتر، النگو و بريماق ( چند رديف سكه و منجوق) كه خود از سكه‌هاي پول قلابدار از تار منجوق آويزان شده و از چند رديف تشكيل شده است. ناگفته نماند كه چنه‌آلتي (زير چانه) نيز ضمن داشتن عملكرد خاص نوعي عنصر تزييني است.




در اغلب نقاط استان زنجان تقويم ساليانه ويژه‌اي وجود نداشته است، ولي ماه‌هاي شمسي به نام ماه‌هاي دولت شناخته مي‌شده‌اند. با اين حال، در نقاط روستايي طول سال بر اساس تقويم زراعي سنجيده مي‌شود. نام فصل‌هاي سال با معادل فارسي آن: ياز (بهار) ياي (تابستان) پاييز (پاييز) قيش(زمستان)

شيريني‌ها

ز شيريني‌هاي سنتي كه در استان زنجان متداول است، مي‌توان به شستي، نخودچي، نان برنجي، سوهان مخصوص و باقلوا اشاره كرد.

آش ها

آش كاچي

بلغور و برنج را با هم مي‌پزند. به هنگام خوردن، مقداري شويد خشك را سرخ مي‌كنند و روي مخلوط مي ريزند. اين آش مخصوص فصل زمستان است.

آش بلغور

پياز، نخود، لوبيا و بلغور را مي‌پزند و آن را خوب له مي‌كنند. به هنگام مصرف، مقداري روغن زرد داغ شده را با دارچين روي آن مي‌ريزند.

آش ترشك

هويج، سنجد، نخود، لوبيا، گندم و پياز را سرخ كرده و سپس سبزي آش را به آن اضافه مي‌كنند و مي‌پزند. براي ترش شدن به آن رب انار يا سركه اضافه مي كنند. براي تزيين نيز روي آن گردو و فندق سابيده مي ريزند. اين آش مخصوص فصل زمستان است.

كاله‌جوش

پياز خرد شده را با روغن و آرد سرخ مي‌كنند و آن را با مقداري آب و لپه مي‌پزند. سپس ماست، كشك، كاكوتي، نعناع داغ، گردو، كشمش و چند تخم‌مرغ آب پز را نيز به آن اضافه مي‌نمايند.

بزو ـ پيازو bozzu – piyazo

آرد را سرخ كرده و آن را با مقداري گوجه‌فرنگي، سيب زميني سرخ شده، لپه و برنج مخلوط مي‌كنند و داخلش آب مي‌ريزند. وقتي كه جوشيد آماده مصرف است.

حلواها

حلواي كنجد

كنجد را با آرد سرخ مي‌كنند، سپس مقداري شكر و روغن به آن اضافه مي‌كنند و آن را به صورت گلوله گلوله در آورده و مصرف مي‌نمايند.

ترحلوا

برنج را پخته و له مي‌كنند. سپس آن را با شكر و روغن سرخ كرده و مصرف مي‌نمايند.

حلواي دوشاب

آرد را ابتدا با كمي آب مخلوط كرده و بعد آن را در تابه سرخ مي‌كنند. سپس آن را با روغن زرد مخلوط كرده و بعد از سرخ شدن آن را با شيره انگور تركيب مي‌كنند و مي‌خورند.

حلواي اماج

ابتدا اماج ـ مخلوط آرد گندم و مقدار كمي شير يا آب ـ را با روغن حيواني سرخ مي‌كنند و به آن شربت غليظ، تخم گشنيز، هل، دارچين، زعفران و گلاب اضافه مي‌كنند. اين حلوا بيش‌تر براي مراسم و مناسبت‌هاي مذهبي تهيه و استفاده مي‌شود.

حلواي تَرك

ابتدا آب را مي‌جوشانند، سپس مقداري آرد و روغن به آن مي‌افزايند. وقتي روغن كمي بالا آمد، شكر و يا دوشاب را به آن اضافه مي‌نمايند و آن را مصرف مي‌كنند.

خشيل xasil

گندم و برنج را با هم مي‌پزند و به آن روغن اضافه مي‌كنند و موقع مصرف مقداري شكر و دارچين روي آن مي‌ريزند و مي‌خورند.

نان ها

نان يوخا يا افاق ofag

اين نان مخصوص مسافرت زايرين مشهد است و آن را با گندم برشته به بدرقه كنندگان مي‌دهند.

كوك چوركيkok coraki

اين نان بيشتر در شب‌هاي چهارشنبه سوري تهيه مي‌شود.

تاوانان

به خمير آرد اين نان مقداري روغن زيتون اضافه مي‌كنند و سپس آن را در تنور مي‌پزند، اين نان تنها در بخش آب بر تهيه مي‌شود.

نان دي منج doymang

اين نان را زماني كه سفره حضرت فاطمه زهرا (س) پهن مي‌كنند، به نيت اين كه صاحب كودك شوند، مي‌پزند. آن‌گاه اين نان را با مقداري كشمش و نقل در مجلس سفره در بين مهمانان پخش مي‌كنند و يا اين كه اين نان را به صورت دي مج مي‌پزند.

دُي‌مَج

ناني را كه بر روي ساج پخته شده است، در قطعه‌هاي كوچك خرد مي‌كنند، سپس آن را با روغن حيواني سرخ كرده و شربت غليظي از زعفران، هل و دارچين نيز به آن مي‌افزايند. اين خوراك مخصوص سفره نذري حضرت زهرا (س) است و در كنار ساير غذاهاي اين سفره مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

شش انداز

پياز خرد شده، كوفته ريزه، خلال خرما، كشمش، ادويه و زعفران را با روغن سرخ كرده و به آن تخم‌مرغ نيز اضافه مي‌كنند. اين غذا در كنار ديگر غذاهاي شب چهارشنبه سوري استفاده مي‌شود.

بورك آتدا

بازيكنان اين بازي بعد از قرعه‌كشي و پوشك انداختن به دو گروه چند نفره يا دو نفره تقسيم مي‌شوند. چشم يكي از بازيكنان را با پارچه‌اي مي‌بندند، آن‌گاه در زير يكي از دو كلاه كه قبلاً تهيه كرده‌اند، تخم مرغي را مخفي مي‌كنند. بعد از فرد چشم بسته مي‌خواهند يكي از كلاه‌ها را بر دارد. حال اگر موفق به يافتن تخم‌مرغ شود، برنده شده و تعدادي تخم‌مرغ را كه از قبل آماده كرده‌اند، به عنوان جايزه براي خود بر مي‌دارد. در صورتي كه بازنده شود، تخم‌مرغ‌ها متعلق به گروه مقابل خواهد شد.

اوستان ني

تعداد بازيكنان اين بازي پنج نفر هستند. بازيكنان براي شرع بازي پوشك مي‌اندازند. يكي از آن‌ها بر حسب پوشك تعيين و روي زمين دو زانو مي‌نشيند. دست‌هايش را جمع روي زانو قرار داده و سرش را به آن تكيه مي‌دهد. بقيه بازيكنان به نوبت از فاصله دو متري به سرعت مي‌آيند و سرشان را بر پشت وي گذاشته و معلق مي‌زنند. هر بازيكني كه نتواند بدين شيوه عمل كند، بازنده است و جاي خود را با فرد نشسته عوض مي‌كند.

شونقار

براي اجراي اين بازي ابتدا چوبي به قطر تقريبي پنج سانتي‌‌متر و به شكل مخروطي با سري نوك تيز مي‌تراشند. سپس يك چوب‌دستي به طول شصت يا هشتاد سانتي‌متر كه رشته باريك پارچه‌اي به سر آن بسته شده است، به دست مي‌گيرند. رشته پارچه چوب‌دستي را به دور شونقار مي‌پيچانند. سپس سر شونقار را روي زمين قرار داده و با يك حركت سريع دوراني پارچه را باز مي‌كنند. حركت چرخشي آن مرتباً با چوب‌دستي مربوطه با وارد كردن ضربه‌اي تكرار مي‌شود، تا زماني كه شونقار از كار بيفتد.

گردو بازي (تيله‌بازي)

اين‌ بازي به صورت دو يا چند نفره است. يكي از بازيكنان گردوي خود را پرتاب مي‌كند، بقيه بازيكنان به ترتيب آن گردو را نشانه گرفته و با گردوي خود مي‌زنند. اگر گردوي آن‌ها به گردوي بازيكن قبلي بخورد، برنده مي‌شود و گردو را براي خود بر مي‌دارد.

ورزش زورخانه‌اي

ورزش زورخانه‌اي يكي از ورزش‌هاي سنتي شهر زنجان است. اين ورزش از حدود نود سال پيش در زنجان رايج شده است. ورزش زورخانه‌اي در چهار نوع مسابقه در زمينه سنگ، كباده‌كشي، ميل‌بازي و چرخ در دو نوع تيز و چيني برگزار مي‌شود. مضاف بر اين ورزشكاران شركت كننده در مسابقه كشتي در دو نوع پهلواني و آزاد مي‌توانند شركت كنند، با اين تفاوت كه در كشتي پهلواني وزن براي كشتي‌گيران مطرح نيست. در حالي‌كه در كشتي آزاد كشتي‌گيران با افراد هم وزن خود به رقابت مي‌پردازند.
موسيقي بومي استان زنجان از گنجينة موسيقي فولكلوريك و كلاسيك آذري تأثير گرفته است. پيوستگي فرهنگي و قومي مردم استان با مردم آذري زبان از يك سو و ارتباط آن با منطقه‌هاي كردنشين و گيلك‌نشين و تهران از سويي ديگر زمينة شكل‌گيري نوعي از موسيقي محلي ويژه‌اي را فراهم آورده كه به « موسيقي زنجاني» معروف است. اما بايد به ياد داشت، پيوستگي عميق و ريشه‌داري ميان موسيقي زنجاني با موسيقي آذربايجاني است. در بيشتر روستاهاي استان زنجان، جشن‌هاي عروسي با هنرنمايي‌هاي عاشيق‌ها آغاز و پايان مي‌يابند. در حال حاضر عاشيق‌هاي زنجان با نغمه‌ها و ترانه‌هاي دلكش و داستان‌سرايي‌هاي خود رونق بخش محفل‌ها و جشن‌هاي مردم استان هستند. علاوه بر آن موسيقي مقامي نيز در برخي از جشن‌هاي مردم به ويژه در مناطق شهري نواخته مي‌شود و آواز افشاري و آواز بيات تُرك از موسيقي‌هاي اصيل منطقة زنجان است.

مراسم خاك سپاري و سوگواري خانواده

در انجام مراسم خاك‌سپاري، همكاري و تعاون بسيار منظمي ميان مردم منطقه رايج است كه خلاصه‌اي از آن نقل مي‌شود: در ابتدا پس از شنيدن خبر فوت شخص، اهالي محل به سرعت در خانه شخص فوت حاضر مي‌شوند، اگر فرد در گذشته‌اي بي بضاعت باشد به طور محرمانه، مبلغي را در حدود تداركات روز اول مراسم جمع‌آوري مي‌كنند و مايحتاج مجلس سوگ را تهيه مي‌نمايند. سپس مراسم خاك‌سپاري انجام مي‌گيرد. بدين ترتيب كه جلوي فرد درگذشته يك سيني پر از قند شكسته كه روي آن با پارچه سياه رنگ پوشيده شده است، حمل مي‌كنند كه به نام «ورجناز» معروف است. اين قند در مراسم خاك‌سپاري در ميان مردم تقسيم مي‌شود. پس از آن اهالي به منزل فرد درگذشته مي‌روند و به صرف غذاي آماده مي‌پردازند. در اين ميان، پذيرايي از افرادي كه در مراسم خاك‌سپاري همكاري نموده‌اند، به طور خصوصي و با كيفيت عالي به نام «حلاليت آلماق» انجام مي‌گيرد. روز بعد خانواده فرد درگذشته با دعوت ريش‌سفيدان و خويشان مجلس در صلاح لاشماق را برپا مي‌كنند. در اين جلسه در ارتباط با نحوه برگزاري رسم عزاداري تصميم‌گيري مي‌شود: قرباني براساس تعداد مهمانان انجام مي‌گردد. آرد مورد نياز براي تهيه نان از خانه‌ها جمع‌آوري و به خانه صاحب عزا فرستاده مي‌شود. مراسم اگر در روز پنجشنبه برگزار شود و همراه با شام و اگر برگزاري آن در روز جمعه باشد به عمراه مهماناني كه از راه دور آمده‌اند پيش از رسيدن نقسيم‌بندي شده و به اصطلاح محل در جوق مابندي مي‌شوند. مثلاً هر پنج خانواده صاحب جوق‌فلان روستا تعيين مي‌شود و مترصد است كه به مجرد رسيدن جوق ، اسب او را گرفته و در خانه خود جاي دهد. يك روز پيش از مراسم مهماني، قرآن خوان‌هاي محلي در خانه فرد درگذشته جمع‌ مي‌شوند، اين افراد موظف هستند كه خواندن يك جلد كلام‌اله مجيد را به هر تقدير كه باشد به پايان برسانند تايك پذيرايي كامل نصيب آنها شود. روز مهماني هر كس كه غذا مي‌خورد مجلس را ترك مي‌كند، زيرا اگر در بعد از ظهر روز جمعه كسي در خانه فرد در گذشته مهمان باشد، بايد تا روز يكشنبه در آنجا باقي بماند. بعد از روز شنبه پسران و دختران فرد درگذشته و ازدواج كرده و در خارج از خانه اويند با كسب اجازه خانه را ترك مي‌كنند اما پذيرش و پذيرايي از مهماناني كه پس از اتمام مراسم خبردار مي‌شوند، تا روز چهلم ادامه دارد و به طور مرتب غذاي ميهمان در خانه آماده است. ضمناً در روز حضور مهمانان هر كدام از آنان مبلغي را به عنوان «ياس» به ريش‌‌سفيدان مجلس تقديم مي‌كنند كه پس از جمع‌آوري به صاحب عزا داده مي‌شود. زمان برگزاري رسم بعدي، چند روز مانده به چهلم است. در اين روز قوم و خويشان با آوردن مقداري پارچه‌هاي رنگي، مجلسي تحت عنوان « قره آچماق» ترتيب مي‌دهند، بدين ترتيب لباس‌هاي سياه را از تن صاحب عزا در مي‌آورند و لباس رنگين را به او مي‌پوشانند. پس از آن شخص عزادار با تهيه مقداري پارچه به خانه يكايك دوستان و آشنايان مي‌رود و با تقديم پارچه اجازه كندن لباس سياه را به دوستان مي‌دهد. روز چهلم معمولاً با انتخاب روز پنج‌شنبه يا جمعه برگزار مي‌شود و در اين رسم به مهمانان ناهار يا شام داده مي‌شود و اين كار با دعوت قبلي انجام مي‌پذيرد. آخرين مرحله مراسم سوگواري بازديد از خانواده فرد در گذشته در اولين عيدي است كه پس از در گذشتن فرد درگذشته فرا مي‌رسد، دوستان و آشنايان از خانه و خانواده او دين مي‌نمايند. بدين ترتيب مراسم سوگواري پايان مي‌پذيرد.

سوگواري ماه محرم

دو روز قبل از شروع ماه محرم، مساجد را پرچم‌هاي سياه مي‌زنند و شب‌ها را در مساجد به سينه‌زني و نوحه‌خواني مي‌پردازند. در شب‌هاي تاسوعا و عاشورا ـ خصوصاً در شهر زنجان ـ‌ دسته‌هاي سينه‌زن در خيابان‌ها به سينه‌زني مي‌پردازند. در نقاط روستايي، قبل از روز عاشورا تمام اهالي روستا اعانه جمع مي‌كنند و خيرات مي‌دهند. در روز عاشورا علم سبز رنگي را كه به نشانه پنج انگشت است، در محله‌هاي مختلف مي‌گردانند و در صورتي كه امامزاده‌اي در نزديكي روستا باشد، به آن‌ جا مي‌روند. در غير اين صورت در قبرستان روستا جمع مي‌شوند و بعد از سينه‌زني به مسجد محل بر مي‌گردند. در شب عاشورا نيز عده‌اي از سينه‌زنان در حالي كه بر سر خود گل ماليده‌اند، با پاي برهنه به محله‌هاي مختلف مي‌روند و سپس به مساجد بر مي‌گردند. در روز عاشورا زنان روسري يا چارقد خود را براي برآورده شدن حاجاتشان به علم‌ها گره مي‌زنند و يا گوسفندي را مقابل علم و دسته‌هاي عزاداري قرباني مي‌كنند. اهالي روستاي «درام» در روز سوم امام پارچه‌هايي را از پرچم‌ها جدا كرده و آن‌ها را براي سال آينده نگه مي‌دارند. ساكنين شهر زنجان در سومين روز امام، واقعه كاروان عاشورا و اسيران كربلا را به صورت نمادين در شهر به معرض نمايش مي‌گذارند. در اين نمايش در حالي كه عده‌اي كودك به بند كشيده شده و عده‌اي به صورت پياده در جلوي كاروان حركت مي‌كنند، توسط فردي قرمز پوش مورد آزار و اذيت قرار مي‌گيرند. يكي از رسم‌هاي دسته‌هاي عزاداري ـ‌ كه ديگر رايج نيست ـ رسم «قفل زدن» بود. كساني كه نذز داشتند و حاجتشان برآورده مي‌شد، در ايام محرم بر تن خود قفل مي‌زدند. آن‌ها يك هفته قبل از شروع ماه محرم اطراف سينه خود را با خاكستر ماساژ مي‌دادند تا كم كم آن قسمت بي حس شود. سپس در پوست خود نيزه فرو كرده و آن‌ها را با قفل محكم مي‌كردند و تا روز دوازدهم محرم اين قفل‌ها را باز نمي‌كردند. در آن روز امام جماعت مسجد محل نيزه‌ها را از بدن آن‌ها خارج مي‌كرد. سنت قمه‌زني نيز تا چند سال پيش رايج بود. در چهلم امام مراسم عزاداري با سينه‌زني شروع مي‌شود و در پايان مراسم آن‌هايي كه حسيني هستند براي اين كه لباس خود را از تن درآورند، تمام محل را دعوت كرده و با چاي و خرما از آن‌ها پذيرايي مي‌كنند. اكثر مناطق ماه صفر را ماه بد مي‌دانند و معتقدند هر كس در اين ماه دعوا كند، تا آخر سال قمري مدام در حال دعوا خواهد بود.




ماهي عمودي

عده‌اي معتقدند كه هنگام تحويل سال ماهي به طور عمودي، صاف و بي حركت در آب قرار مي‌گيرد و عده‌اي نيز بر اين باورند كه وقتي ماهي‌ها در يك لحظه به شكلي قرار گيرند كه سينه آن‌ها به طرف بالا باشد، سال جديد آغاز شده است.

سفته (پول عيدي)

سيني كوچك برنج و گندم و چند سكه نقره يا طلا كه نماد خير و بركت است، بايد در كنار سفره هفت‌سين قرار بگيرد. زيرا هنگام تحويل سال بعد از نگاه كردن به كلام‌الله مجيد و آيينه و تلاوت آياتي چند از كتاب مقدس آسماني و خواندن دعاي مخصوص عيد، بزرگ خانواده اولين پول نقره يا طلا را به نام «سفته» از داخل اين سيني بر مي‌دارد و مابقي سكه‌ها را به ساير افراد خانواده مي‌دهد. در حال حضار اسكناس و سكه‌هاي رايج كشور جاي سكه‌هاي نقره و طلا را گرفته‌اند. هم‌چنين بسياري از خانواده‌ها علاوه بر انجام مراسم فوق، هنگام تحويل سال ظرف پر از شيري را روي بخاري، اجاق يا آتش كرسي قرار مي‌دهند و آن را به جوش مي‌آورند و اين عمل را نيز مايه فزوني خير و بركت در سال جديد مي‌شمارند.

تخم مرغ پيشگو

هر فرد خانواده زنجاني در شب عيد تخم مرغي را لاي پوست پياز قرار مي‌دهد و آن را با نخ محكم مي‌پيچد و به هنگام دم كردن برنج شب عيد، تمام تخم‌مرغ‌ها را ـ به تعداد اعضاي خانواده ـ در لاي برنج مي‌گذارند و نيت مي‌كنند. پوست پياز نقش‌هاي زيبايي را روي تخم‌مرغ‌ها ايجاد مي‌كند. اين نقش‌ها توسط مادربزرگ و يا مادر خانواده مورد تعبير و تفسير قرار مي‌گيرد. به اين ترتيب درباره آينده صاحب تخم‌مرغ پيش‌گويي مي‌شود.

نگهداري آتش

آتش‌بازي نيز از مراسمي است كه به محض تحويل سال در منازل برگزار مي‌شود. همه اعضاي خانواده كنار شعله‌هاي آتش جمع مي‌شوند و به جست و خيز مي‌پردازند و با اين عمل اولين دقايق سال نو را با شور و نشاط آغاز مي‌كنند. در گذشته از شب چهارشنبه سوري، آتش را روشن نگه مي‌داشتند و بوته‌هايي را كه بايد هنگام تحويل سال نو بيفروزند، با همان آتش روشن مي‌كردند. شليك تير، ترقه و ساير مواد منفجره نيز در اين مراسم رايج است.

كليد گره‌گشا

مراسم فال كليد در شهرستان زنجان در دو نوبت انجام مي‌شود، يكي شب چهارشنبه سوري كه خود به تنهايي داراي مراسم جداگانه‌ و باشكوهي است و ديگري در شب عيد. دختران دم بخت، زنان بيوه و ساير افراد كليدي را زير پاي راست خود مي‌گذارند، نيت مي‌كنند و ساكت پشت در خانه‌هاي خود مي‌ايستند و منتظر مي‌شوند تا عابري از پشت در خانه آن‌ها رد شود. آن‌ها معتقدند كه هر چه عابر پشت در منزل آن‌ها بر زبان جاري سازد، در سرنوشت آن‌ها تأثير كلي خواهد گذاشت. اين مراسم شبيه رسم مشهور «فالگوش» فارسي است و طبيعي است سخنان عابر هر اندازه اميدبخش‌تر باشد، فال فالگوش به سعادت نزديك‌تر خواهد بود.

آب چهل ياسين

تهيه آب چهل ياسين به هنگام تحويل سال نو يكي از مراسم مذهبي است كه در شهر زنجان صورت مي‌گيرد. به هنگام تحويل سال نو، اكثر مردان متدين در مساجد جمع مي‌شوند و سال نو را با تلاوت قرآن و عبادت به درگاه خداوند متعال آغاز مي‌كنند. در اين مراسم در داخل يك قدح بزرگ چيني، سوره مباركه «ياسين» با زعفران و تربت نوشته مي‌شود، سپس اهل مجلس چهل بار سوره مذكور را تلاوت مي‌كنند و در آب قدح مي‌دمند. آنگاه آب قدح را در ظروف پر از آب مي‌ريزند و آن را بين اهل مجلس پخش مي‌كنند. آب چهل ياسين بين مردم از قداست خاصي برخوردار است و در بيماري‌هاي صعب‌العلاج به نام شفابخش‌ترين درمان به كار مي‌رود.

چهارشنبه سوري

در استان زنجان آخرين چهارشنبه سال را «آخر چهارشنبه» يا «ايلين آخر چرشنبه سي» مي‌گويند. چهارشنبه قبل از آخرين چهارشنبه سال را نيز « كول چرشنبه» مي‌نامند. خانه تكاني در اين زمان صورت مي‌گيرد. در صبح روز چهارشنبه سوري دختران و زنان به كنار رودخانه مي‌روند و از روي آن مي‌پرند. سپس مقداري از آب را سه بار قيچي كرده و به عنوان تبرك به خانه مي‌آورند. بعد از غروب خورشيد، مردم در بالاي پشت‌بام و يا نزديك در خانه خود آتش مي‌افروزند و با پريدن از روي آن به شادي و پايكوبي مي‌پردازند. همچنين اقوام و همسايه‌هاي افراد عزادار قبل از اين‌ كه در خانه خود آتش روشن كنند، در منزل خانواده‌هاي داغدار آتش روشن مي‌كنند و به هنگام پريدن از روي آن مي‌گويند: ـ چيله چيخدي بهار گلدي (چله زمستان رفت و بهار آمد). دختران دم بخت نيز براي سعادت و باز شدن بخت خود آرزو مي‌كنند و مي‌خوانند: ـ اتيل ، باتل چرشنبه بختيم آچيل در اين شب افراد براي رفع مشكلات خود در سال آتي فال‌گوش مي‌ايستند. اگر حرف‌هاي خوب و خوشايند شنيدند، آن را به فال نيك مي‌گيرند. بنا بر اين همه سعي مي‌كنند در اين شب حرف‌هاي خوب و خوشحال كننده و شادي‌آور بزنند. در غروب چهارشنبه سوري از طرف خانواده داماد براي عروس شيريني، ميوه و خلعتي فرستاده مي‌شود. از تنقلات و خوراكي‌هاي اين شب گندم بو داده با مقداري كشمش، گردو و سنجد، آجيل شيرين، ميوه و شيريني و از غذاهاي مخصوص چهارشنبه سوري برنج سفيد و مرغ، آش شير (شير برنج) و شش انداز است.

سيزده بدر (چهار تخم روي فرش بهاري)

سيزده نوروز به گردش دسته جمعي مردم شهر اختصاص دارد. در اين روز سفره‌هاي هفت‌سين برچيده مي‌شود و مردم شهر از بزرگ و كوچك رو به دشت و صحرا مي‌آورند، سبزه سفره هفت‌سين را نيز با خود به خارج از شهر مي‌برند و آن را در اولين رودخانه در مسير خود مي‌اندازند. آن‌ها در دشت و كوه، در زير درخت‌هاي پر گل مي‌نشينند و شادماني مي‌كنند. در اين روز دختران دم بخت در صحرا چند ساقه علف را به هم گره مي‌زنند و در آن محل براي خود علامتي مي‌گذارند و يك هفته بعد دوباره به آن محل مي‌روند. آنان بر اين اعتقادند اگر گره باز شده باشد، بختشان باز مي‌شود. غذايي كه معمولاً مردم در اين روز مي‌خورند، تخم‌مرغ آب پز، كره، سبزي و پنير تازه است. البته در اين روز آجيل نيز كه به (چهار تخم) معروف است، فراموش نمي‌شود و جيب‌ها و دستمال‌ها پر از اين خوراكي‌ است. يكي ديگر از غذاهاي اين روز آش ترش است.

بردن پاي (سهم)خلعت

يكي از مراسم شب عيد، بردن پاي (سهم) از طرف بزرگ‌ترها به خانه‌هاي وابستگان نزديك آن‌ها است. براي مثال پدر خانواده به دختران شوهركرده خود، يا برادران به خواهران و خواهرزادگان خود «پاي» مي‌دهند. «پاي» را پلو خورشت، بوراني و همه غذاهايي كه براي شب عيد تدارك ديده شده است و مقداري پارچه يا پوشاك تشكيل مي‌دهد. اين مجموعه را در يك سيني بزرگ مسي قرار مي‌دهند و روي آن را با پارچه‌هاي مليله‌دوزي يا گل‌دوزي شده، مي‌پوشانند و يكي از اعضاي خانواده سيني را روي سر مي‌گذارد و آن را با احتياط حمل مي‌كند. به كسي كه پاي را مي‌برد، هديه‌اي مانند پيراهن، جوراب، تخم‌مرغ رنگ شده، پول نقد و مانند آن مي‌دهند. منظره حمل سيني و پارچه‌هاي رنگارنگي كه بر روي آن انداخته شده در غروب آفتاب آخرين روز سال بسيار جالب و ديدني است. در شب عيد اغلب كوچه‌ها و خيابان‌ها مملو از اين «پاي» بران مي‌شود. اين مراسم همچنان در برخي از روستاهاي استان زنجان برگزار مي‌شود.

مشاهیر :


معزالدين زنجاني

معزالدين عبدالوهاب بن عمادالدين ابراهيم بن عبدالوهاب زنجاني دانشمند ومنجوم در سده هفتم هـ . ق مي‌زيسته و در سال 654 هجري قمري، كتاب خود درباره اسطرلاب به نام نزهه‌الحجاليه را به استادش جمال‌الدين ظهير‌الاسلام محمدبن محموديه هديه كره است.

ابوالحسن علي بن هارون زنجاني

گروه دانشنامه‌نويس (اخوان الصفا) متعلق به جمعيني پنهاني كه در سده چهارم هـ . ق در بصره فعاليت داشت. چنين پيداست كه بيشتر اعضاي اين گروه را انديشمندان ايراني تشكيل داده‌اند. نام پنج تن از اين گروه كه شناخته شده‌اند عبارت بوده از: ابوسليمان محمد مشير بستي مقدسي، محمد بن احمد نهوجوري، ابوالحسن عل بن هارون زنجاني، عوض و زيدبن رفاعه. اخوان الصفا رشته رسالاتي در 52 باب نوشتند و در آن دانش زمان درباب مسائل الهي و طبيعي مثل هندسه، حسب، نجوم موسيقي، زيست‌شناسي، مكانيك و فيزيك و شيمي و فلسفه را گرد آورند.

حكيم هيدجي

حكيم هيدجي شاعر نامي ترك زبان، در مزيد هيدج، دشتي وسيع و پهناور با افقي روشن و هواي دلپذير به دنيا آمد، او در وصف زادگاهش چنين مي‌سرايد. صفاي صفحه شيراز گر چه مشهور است هواي هيدج ما نيست كمتر از شيراز از زمان تولد وچگونگي زندگي اين شاعر فرزانه اصلاح دقيقي در دست نيست، همين قدر مي‌دانيم كه از همان هنگام كودكي به تحصيل علم و ادب پرداخته و اشعاري را در قالب مثنوي، قصيده و غزل به زبان پارسي و تركي مي‌سرايد.

شيخ شهاب‌الدين سهروردي

شهاب‌الدين يحيي بن حبش حسني (عبدالله) بن اميرك متكي به ابوالفتح در سهرورد متولد شد. وي را شيخ اشراق، شيخ اشراقي، شيخ نوري، شيخ مقتول و شهاب مقتول نيز مي‌گفتند. اشراق در اصول فقه و احتمام حكمت و فلسفه بي همتا بود، در فقه و حديث و علوم ادبي، برخي از علوم غريبه نيز مهارت داشت در جدل و مناظره بر هر كسي فائق و نوادر بسيار از وي حكايت شده است.

صنایع دستی :


سفالگري از اواخر هزاره هفتم ق.م در استان زنجان رواج داشت. گواه اين مطلب كشف سفال‌هاي كم دوام و كدر است كه به آن دوره تعلق دارد. پس از اسلام بهترين نمونه سفال‌هاي دوره سلجوقي در اين استان ساخته شده است. اين ظروف به صورت كاسه و بشقاب، در اندازه‌هاي مختلف و به اشكال انساني و حيواني، با كتيبه‌هايي به خط كوفي و طرح‌هاي اسليمي تزيين شده‌اند. نقوش اين ظروف به صورت برجسته و لعاب آن زرد و سبز كم‌رنگ است. در اوايل قرن هشتم هـ .ق، سلطانيه يكي از مهم‌ترين مراكز سفالگري ايران بود. بارزترين مشخصات سفال‌هاي اين دوره عبارتند ‌از: برجسته بودن نقوش، نقاشي زير لعاب، كتيبه‌هايي به خط كوفي با عبارت لا‌اله‌الا‌الله و ظروفي با لعاب سفيدرنگ و گاهي سبز روشن و نقوشي مانند مجلس شكار، پرندگان در حال پرواز و بوته‌هاي گياهي. از ديرباز تا كنون روستاهاي سلطانيه، «بلوبين»، «گلابرسفلي و عليا» و «قلتوق» از جمله مراكز سفالگري استان زنجان بوده‌اند و ظروف مختلف مانند خمره، كشك‌ساب، كوزه، تنور در اين مراكز توليد مي‌شده است. در چند دهه اخير با رواج ظروف پلاستيكي، توليد و استفاده از ظروف سفالي كم‌رنگ شده است. امروزه سفالگران اين روستاها، اشيايي چون تنور، كوزه، گلدان توليد مي‌كنند. گفتني است كه روستاي قلتوق اولين روستايي است كه در آن استفاده از چرخ سفالگري رواج يافته است و سفالگران آن را آقايان تشكيل مي‌دهند، در صورتي كه سفال‌هاي ديگر روستاها بدون چرخ سفالگري و با شيوه ورقه‌اي، فتيله‌اي ساخته شده و سفالگران آن‌ها را زنان تشكيل مي‌دهند.
هر گاه نام زنجان به ميان مي‌آيد، ياد هنرمندان چاقوساز اين شهر از جمله استاد يعقوب زنجاني، استاد محمد علي زنجاني و استاد يحيي قدومي در اذهان زنده مي‌شود. زنجان در قرن دهم هـ .ق يكي از مراكز مهم صنعتي ايران به شمار مي‌رفت و كارگاه‌هاي بي‌شمار اسلحه‌سازي در آن داير بود. بعدها به دلايل سياسي و اجتماعي اين كارگاه‌ها رو به اضمحلال نهاد و صنعت چاقوسازي شهر نيز با ورود چاقوهاي ماشيني آلمان، انگليس و ژاپن‌ دچار ركود شد. اما به رغم مشكلات فراوان با پايمردي استادكاران سخت‌كوش، اين صنعت به حيات خود ادامه داده و تا حدودي راه ترقي را پيموده است. چاقوهاي زنجان تنوع فراوان دارد و ظرافت، تناسب، شيوه آب‌كاري و قدرت برش از ويژگي‌هاي آن‌ها است. تيغة اين چاقوها معمولاً از جنس فولاد سخت است و پس از برش و حرارت دادن در كوره، با مهارت چكش‌كاري، ساييده و صيقل داده مي‌شوند. آستر چاقو از جنس آهن يا برنج است و رويه آن نيز غالباً از شاخ حيوانات، به ويژه شاخ گوزن تهيه مي‌شود. انواع چاقوهاي زنجان عبارتند ‌از: چاقوهاي مخزني يا قلم‌تراش، چاقوهاي ضامن‌دار، چاقوهاي شكاري، چاقوهاي صحرايي، چاقو‌هاي آشپزخانه، دشنه و قداره كه هر يك به شكل‌هاي گوناگون توليد مي‌شوند.




مليله‌كاري با سابقه تاريخي چند هزار ساله، يكي از ظريف‌ترين و پر بهاترين هنر‌هاي فلز‌كاري است و جزء مهم‌ترين صنايع دستي بومي زنجان محسوب مي‌شود. هنرمندان مليله‌كار زنجاني با استفاده از نقره و ‌گاه طلا مبادرت به ساخت ظروف تزييني و مصرفي گران‌قميت از جمله سرويس چاي‌خوري، انواع سيني، گلدان، كاسه، قلمدان، جعبه جواهرات، قاب عكس مي‌نمايند كه از شهرت جهاني برخوردار است و زينت بخش مجموعه‌هاي هنري خصوصي و موزه‌هاي جهان هستند. اين هنر، فني بسيار پيچيده و ظريف دارد. در حال حاضر مليله‌كاري زنجان با همت و تلاش هنرمندان با ذوق اين شهر روز به روز پيشرفت كرده و برخي از آنان دست به ابتكاراتي زده‌اند كه موجب تحول و تكامل اين هنر شده‌اند. همچنين زنان نيز هم‌گام با مردان كم و بيش به فعاليت در اين رشته مشغول هستند.
صنعت كفاشي از قرن يازدهم هـ .ق در شهر زنجان رونق داشته است. چاروق قديمي زنجان پا‌پوشي بدون پاشنه، از چرم خام بود كه با تسمه‌هايي بلند به ساق پا بسته مي‌شد و در روستاها بيش‌تر مورد استفاده چوپانان قرار مي‌گرفت. در سال‌هاي اخير چاروقي با رويه‌اي از چرم قرمز توليد مي‌شود. اين چاروق بدون بند و تسمه است و نوكي عقابي و برگشته دارد. اين نوع چاروق كه توليد آن از حدود چهل سال پيش رواج داشته است، كم‌ترتوليد مي‌شود.چاروق كنوني زنجان شكل خاص و ظريفي دارد و زنان و دختران شهري اغلب از آن به عنوان كفش روفرشي استفاده مي‌كنند. اين نوع چاروق پاشنه‌دار و كف آن از چرم است و رويه‌اش از نخ‌هاي ابريشم و گلابتون به رنگ‌هاي مختلف بافته و تزيين مي‌شود. گفتني است كه يكي از اساتيد معروف چاروق‌دوز زنجان به نام مرحوم استاد «اصغر خطيبي» چاروق نوع اخير را در زنجان رواج داده است.



گيوه يكي از پا‌پوش‌هاي سنتي ايران است و به دلايل مختلف از جمله راحتي، سبكي و جلوگيري از تعريق پا مورد استفادة عشاير، روستاييان و گروهي از شهر‌نشينان است. رويه گيوه توسط زنان و دختران و با استفاده از قلاب و انواع نخ‌هاي پنبه‌اي و ابريشمي بافته مي‌شود. كف يا زيره آن نيز معمولاً از جنس چرم است و به وسيله صنعتگراني كه اصطلاحاً «تخت‌كش» ناميده مي‌شوند، آماده مي‌شود. كار دوخت رويه به تخت نيز به عهده گيوه‌دوزها است. مناطقي مانند زنجان، كردستان، كرمانشاه، آباده و شيراز جزء مهم‌ترين مراكز توليد گيوه در ايران هستند.

قالي‌بافي

قالي‌بافي در استان زنجان يكي از صنايع دستي عمده مناطق روستايي محسوب مي‌شود و اغلب توسط زنان روستايي و در كنار كار كشاورزي و دامپروري توليد مي‌شود. طرح‌ها و نقش‌هاي به كار رفته در قالي زنجان با توجه به اعتقادات، باورها و خواهش‌هاي باطني بافندگان به صورت ذهني و تجريدي است. نقوش رايج در قالي زنجان بسيار متنوع است. برخي از اين نقوش عبارتند ‌از: ريزماهي، سه‌متن‌ماهي، لچك ترنج، شكارگاه، لچك و ترنج، ايلوني مهاجر، ساوه مهاجر، شاه‌عباسي، بوته ترمه، گل‌ افشار ، طرح بيدگينه، قلتوق. مرغوب‌ترين قالي‌هاي استان زنجان در روستاهاي «بيدگينه» و قلتوق بافته مي‌شوند و امروزه جزء كالاهاي صادراتي مهم است. پشم‌ اين قالي‌ها عموماً توسط بافندگان رنگرزي شده و از ثبات قابل توجهي برخوردار است. اين قالي‌ها ريزبافت و داراي چهل رج است.

گليم بافي

در حال حاضر كارگاه‌هاي گليم‌بافي با توانايي بافت انواع گليم‌هاي پشمي با نقوش متنوع از جمله نقوش حيواني، گياهي و هندسي در اكثر مناطق استان زنجان داير است و روستاهاي «قره پشتلو» و انگوران از مراكز مهم گليم‌بافي در استان هستند.

جاجيم بافي

جاجيم بافته‌اي از پشم تابيده الوان است و اغلب براي پيچيدن رختخواب و مانند آن به كار مي‌رود. توليدكنندگان آن بيش‌تر عشاير هستند، اما بسياري از ساكنان روستاهاي استان زنجان نيز به بافت آن اشتغال دارند. عرض جاجيم معمولاً بيست و پنج الي سي سانتي‌متر تار و پود آن از پشم است. گاهي نيز از نخ پنبه‌اي خام براي پود آن استفاده مي‌كنند. امروزه علاوه بر پشم، از نخ ابريشمي و كاموا نيز استفاده مي‌نمايند. رنگ‌هاي جاجيم روشن و زنده و طرح ‌آن ساده و محدود است.

جوراب و دستكش بافي

بافتن جوراب، دستكش از سرگرمي‌هاي اغلب زنان روستايي در اوقات فراغت است. آن‌ها با استفاده از پنج ميل، نخ ابريشمي اين بافته‌ها را كه اكثراً اكثراً خود رنگ هستند، مي‌بافند. اين محصولات بيش‌تر جنبه مصرف داخلي و محلي دارد ‌و گاهي مازاد آن در مناطق ديگر عرضه مي‌شود.

حكاكي

حكاكي عبارت است از هنر خراشاندن و ايجاد نقوش ساده سطحي و كم عمق بر روي فلز به كمك ابزار و وسايل ساده فلزي. بدين طريق كه با استفاده از قلم‌هاي مختلف و ضربات چكش به قلم، نقوش را ايجاد مي‌كنند. از مهم‌ترين مراكز اين هنر در حال حاضر اصفهان، زنجان‌، تبريز و تهران است. در زنجان استاد ابراهيم عيوقي آثار بسيار با ارزشي را روي مس حكاكي كرده است.

مسگري

براساس شواهد و مدارك باستان‌شناسي، شمال و مركز ايران به دليل وجود ذخاير فراوان كاني‌هاي معدني، جزء قديمي‌ترين مراكز فلز‌كاري جهان بوده است. زنجان نيز يكي از مراكز مسگري ايران است و راسته مسگري‌هاي بازار زنجان مركز فعاليت‌ اين صنعتگران است. انواع ظروف مسي از جمله مجمعه، ديگ (يا يداخ) كاسه، آفتابه لگن در استان زنجان توليد مي‌شود.

سوغات :


چاقو، چاروق، گیوه، نمد، ملیله کاری، فرش، گلیم، جاجیم، چاقو، منبت، منجوق دوزی، گل دوزی، نان اردک، سقز، سبزی گل آقا، سبزی قاز یاقی، سبزی ماتار و پیاز کوهی چی دان، انگشت پیچ( شیرینی).

خدمات گردشگری :


نام آدرس
خدابنده مجموعه غار كتله خور
ابهر گنبد سلطانیه
ماه نشان قلعه بهستان
خرمدره حاشیه سد خلیفه لو
ایج روز حاشیه روستای گلابر
ابهر منطقه علی بلاغی
ابهر سد کینه ورس

سينما قدس زنجان


خيابان امام تلفن : 3224468

سينما ياسمن زنجان


خيابانامام تلفن : 3224468

سینما بهمن زنجان


خ امام تلفن : 3227594

سینما استقلال ابهر


ابهر میدان شهرداری تلفن: 0242526638
معرفی مکان نام رشته توضیحات
زنجان کشتی -
زنجان فوتبال -
زنجان(همایون) چند منظوره تمرینی
زنجان رزمی- کشتی تمرینی
زنجان اسکواش -
زنجان دو میدانی معلولین -
زنجان دو میدانی تمرینی
زنجان اسکیت -
زنجان تنیس -
زنجان ژیمیناستیک -
زنجان چند منظوره -
زنجان بدنسازی -
زنجان(ارمغانخانه) چند منظوره سر پوشیده
زنجان(نیک پی) چند منظوره -
زنجان(نیک پی) فوتبال -
زنجان(ارمغانخانه) فوتبال -
زنجان کشتی -
زنجان رزمی-کشتی تمرینی
زنجان اسکواش -
زنجان دومیدانی تمرینی
زنجان دومیدانی معلولان -
زنجان تنیس -
زنجان(اسفنجین) چند منظوره تمرینی
زنجان فوتبال -
زنجان بکس تمرینی
زنجان فوتبال-دومیدانی در حال بازسازی
زنجان وزنه برداری تمرینی
زنجان شنا در حال بازسازی
زنجان کاراته تمرینی